السيد الخميني
مصباح الهداية 178
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
و آنچه كه در درجات طول و عرض هستى متحقق است ، جلوهاى از جلوات اوست ، مع أنّه تعالى بكلّ شيء محيط و أنّه بكلّ شيء شهيد . مرتبهء دوم وجود ، هستى مقيّد به اطلاق است ، كه وجه باقى او و فعل اوست . مرتبهء سوم وجود ، هستى مقيّد است ، كه بعض عرفا از آن تعبير به « الرقائق الارتباطية » كردهاند . صدر الحكماء در برخى از مواضع اسفار و بعضى ديگر از آثار خود ، بين مختار عرفا و محققان از حكما جمع نموده است . از اين قرار كه نظر قايلان به مجعوليتِ عقل اوّل آن است كه فيض سارى و وجود عام به منزلهء معناى حرفى است ، و نفس فيض و امر و تعيّن است ، نه مفاض و متعيّن . و جان كلام آنكه عقل اوّلْ صادر و مفاض و اوّلين تعيّن عارض بر فيض مقدس است . و مراد از « عروض » نيز غير اقسام معهودهء عروض است . شيخ شبسترى ، آن عندليب گلستان توحيد ، فرموده است : « من و تو عارض ذات وجوديم » « 1 » . « 2 »
--> ( 1 ) - گلشن راز ، ص 78 ، بيت 291 . ( 2 ) - به طورى كه به ياد دارم مغفورله ، مصنف بزرگوار - ضاعف اللَّه قدره - اين وجه جمع را تصحيح كردند و فرمودند كه عقل اول همان وجود منبسط است به اعتبار جمع ؛ و همين عقل مجراى سريان نور هستى است على سبيل الأشرف فالأشرف ؛ و وجودِ سارى در مظاهرْ مقام تفصيل عقل اول است . اگر تعيّنات را اعتباري دانستيم ، در اين صورت وجود به صرافت خود باقى است . هذا ما ذكره الإمام المحقّق على ما هو ببالى . چون از آن مرحوم سؤال شد مراد ابن عربى در باب متابعت قطب كه گفته است : « أَوّل من بايعه العقل الأوّل » چيست . فرمودند فيض مقدس اولين جلوهء حقيقت محمّديه در مرتبهء فعل است .