السيد الخميني
مصباح الهداية 165
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
دلايل نقلى و عقلى تو أماً ، به تحرير عالىترين مباحث عرفانى و ذوقى پرداختهاند . محققان از حكما ، از اقدمين ، يعنى اوايل « 1 » ، و متضلّعان در حكمت و معرفت در دوران اسلامى و مشايخ عرفا و صوفيه ( ارباب كشف و شهود ) اتفاق نظر دارند كه از مبدأ المبادى ، كه مبرّا از انواع و اقسام تركيب و متصف به بساطت حقيقى و وحدت صرف است ، جز واحد صادر نشود . و در اين مسأله هيچ اختلافى ندارند . ولى در اينكه اين واحدِ صادرِ از افقِ مطلقْ « عقل اوّل » يا « وجود
--> ( 1 ) - حكمت الهى با آنكه در يونان ظاهر شد و محققان از اساطين فن الهيات در آن سامانيد بيضا نمودند و سپس مقالات دانايان و متألهان يونان به ضرورت زمان و احتياج در عالم اسلام به زبان رسمى اسلام ترجمه شد و نضج يافت ، ولى متفكران بزرگ اسلامى آن مطالب را درك كردند و با كمال مهارت به بسط آن پرداختند . وارثان اين علم خود از نوابغ بشرى بودند ، و با نظرى محققانه به تأليف آثار علمي ، اعم از الهيات و طبيعيات و رياضيات و ديگر شعب علوم ، پرداختند . اولين شخصيتى كه در دوران اوليه و ابتداى رغبت هوشمندان به تحصيل حكمت و معرفتْ به تدوين كامل علم حكمت پرداخت ، رئيس فلاسفهء اسلام ، ابن سينا ، بود . او چون در مولد و موطن خود احساس خطر نمود ، ديار مألوف را ترك گفت و بعد از تحمل مشقات در همدان سكونت اختيار كرد ، و بنا به شرحى كه شاگرد او نوشته است ، بين مشاغل ديوانى و تدريس و تصنيف جمع نمود و آثار بىنظيرى به وجود آورد . شيخ در هوش و قوت ذكاء تالى ندارد ؛ نبوغ بىمانندى كه خداوند به او عطا فرموده بود او را از معلم بشرى بىنياز ساخته بود . شيخ در علم تفسير و فقه نيز سرآمد عصر خود بود ، ارسطو ، معلم اول ، ساليان متمادى به تحصيل منطق و فلسفه و ديگر علوم اصلى پرداخت ، اما آنچه كه او پس از سالها تلمذ نزد استاد فرا گرفت ، ابن سينا به بركت استعداد بىمانند خويش با مطالعه نزد خود در مدتى اندك حاصل نمود .