السيد الخميني
مصباح الهداية 156
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
عالم به اشيا بود . ائمه أهل بيت نيز مناسب با حال آنان سخن مىگفتند . سر و كار ائمه ، عليهمالسلام ، پيوسته با دانايان و واقفان به مسائل علمي نبود . در نظر دارم كه فضيل از امام محمدباقر - عليه السلام - سؤال كرد كه آيا خداوند قبل از ايجاد خلايق به وحدانيت و تفرد خود آگاه بود ، يا علم به وحدانيت بعد از خلقت براى او حاصل شد . چون وى ديده بود در اين مسأله اصحاب امام ( ع ) اختلاف دارند : بعضى قائل و برخى منكرند . برخى از آنها معتقد بودند كه اگر خداوند عالم به وحدت خود بود قبل از ايجاد ممكنات و به اينكه غير او وجود ندارد ، لازم مىآيد كه ممكنات ازلى باشند ؛ چه آنكه علم به تفردِ خود مستلزم علم به خود و علم به ممكنات است . اين كسان از علم به نحو اطلاق صورت زايد بر ذات مىفهميدند . برخى از اصحاب نيز مىپنداشتند كه اگر خداوند قبل از ايجادْ عالم به اشيا بود ، بايد ممكنات قبل از وجود موجود مىبودند . اينان مىپنداشتند كه علم به معدوم تعلق نمىگيرد . در علم سمعى و بصرى حق نيز از آن جهت كه به زعم ايشان سميع كسى است كه صوت را بشنود و بصير كسى است كه مبصر را ببيند مشكل داشتند . اينكه اميرمؤمنان - عليه السلام - فرمودهاند : « بصَيرٌ إذْ لا مَنْظورَ إليه مِن خَلْقِه » . جواب از شبههء غير واقفان به اين دو صفت الهى است كه از أسماء كليه و امهات أسماء به شمار مىروند . و نيز فرمودهاند : « عالمٌ حيثُ لا معلومَ لَه » أو « سميع إذ لا مسموع له » . دامنهء اختلاف در ذات و صفات و أسماء الهيه و تشاجر بين اصحاب ائمه ، بعد از گذشت دو قرن نيز ، وسيع بوده است . خبر بهجت اثر « وأمَّا الحوادثُ الواقعةُ . . . » ناظر است به انواع اختلاف بين اصحاب و پيروان أهل بيت كه در بين