السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 10

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

مخصوصاً درود بر آن كسى كه ولايت محمديه را به نهايت رسانده ، فيض‌هاى احمدى را پذيرفته ( قبض كرده ) ، با وصف ربوبيت الهى پديدار شود چنانچه پدرانش با عبوديت آشكار شدند ، چرا كه عبوديت حقيقتى است كه كُنه آن ربوبيت است . آن‌كه خدا را در مُلك و ملكوت جانشين و ائمهء كجاوهء جبروت را پيشوا ، احديت اسماء الهى را جامع و تجليات اول و آخر را مظهر است ، حجت غائب منتظر نتيجهء پيشينيان و گذشتگان - ارواح ما به فدايش و خداوندمان از يارانش قرار دهد - پروردگارا ! دشمنان ايشان را لعنت كن كه راهزن طريق هدايتند و راهبر امت‌ها به گمراهى و حيرتند . و بعد ، آدمى را از ديگر موجودات به واسطهء يك لطيفهء ربانى و فطرت الهى متمايز كرده‌اند ، فطرتى خدايى كه آدميان را بر آن طينت آفريد « 1 » . و اين فطرت - به‌وجهى - همان امانتى است كه در كتاب عزيز الهى مورد اشاره شده إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ « 2 » ما امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه داشتيم ، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند و انسان آن را بر دوش گرفت . و اين فطرت همان فطرت توحيد خدا در مقامات سه گانه [ ذات و صفات و افعال ] بلكه فطرت رها كردن همهء تعينات و ارجاع همه چيز به او و اسقاط همهء اضافات حتى اضافات اسمائى است و فانى كردن همه چيز است نزد او ، و هر كه به اين منزلت نرسد از فطرت خدا خارج شده و در امانت پروردگار خيانت كرده و نسبت به مقام انسانيت و ربوبيت جاهل و به نفس خويش و حضرت حق ستم كرده است .

--> ( 1 ) - اشاره است به آيه : ( فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ) . ( الروم ( 30 ) : 30 ) ( 2 ) - الأحزاب ( 33 ) : 72 .