السيد الخميني

جهاد اكبر 45

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ « 1 » در اين سوره فقط « مؤمنين » را كه داراى عمل صالحند استثنا فرموده است ، و « عمل صالح » عملى است كه با روح ، سازش داشته باشد ؛ ولى مىبينى كه بسيارى از اعمال انسان با جسم سازش دارد . « تواصى » هم در كار نيست . اگر بنا باشد حبّ دنيا و حبّ نفس بر شما غلبه كند و نگذارد حقايق و واقعيات را درك كنيد ، عمل خود را براى خدا خالص گردانيد ، شما را از تواصى به حق و تواصى به صبر باز دارد ، سدّ راه هدايت شما گردد ، در خسران قرار گرفته‌ايد ، خَسِرَ الدُّنيا و الآخره هستيد ؛ زيرا جوانى را داده‌ايد ، از نعمت‌هاى جنت و مزاياى اخروى نيز محروم مانده‌ايد ، و دنيايى هم نداريد . ديگران اگر به بهشت الهى راه ندارند ، درهاى رحمت خداوندى به روى آنان بسته شده و در آتش جهنم مخلد خواهند بود ، اقلًا دنيايى دارند ؛ از مزاياى دنيوى برخوردارند ؛ ولى شما . . . . بپرهيزيد از اين‌كه خداى نخواسته حبّ دنيا و حبّ نفس به‌تدريج در شما رو به فزونى نهد ، و كار به آن‌جا رسد كه شيطان بتواند ايمان شما را بگيرد . گفته مىشود تمام كوشش شيطان براى ربودن ايمان است . تمام وسايل و جدّيت‌هاى شبانه‌روزى او براى اين است كه ايمان انسان را بربايد . كسى سند نداده كه ايمان شما ثابت بماند . شايد ايمان « مستودع » باشد « 2 » ، و

--> ( 1 ) - « سوگند به عصر كه همانا انسان در زيانكارى است ، مگر كسانى كه ايمان آوردند واعمال شايسته انجام دادند و يكديگر را به حق و پايدارى سفارش كردند » . ( العصر ( 103 ) : 1 - 3 ) ( 2 ) - در روايات منقول از اهل بيت عليهم السلام در ذيل آيهء 98 سورهء « انعام » : ( فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ ) ايمان افراد به دو نوع ثابت و عاريتى تقسيم شده است . مانند روايت محمد بن الفضيل از موسى بن جعفر عليه السلام كه فرمود : « ماكَانَ مِنَ الإيْمَانِ المُسْتَقَرّ ، فَمُسْتَقَرّ إلَى يَوْمِ القِيامَةِ [ أو أبداً ] ؛ وَمَا كَانَ مُسْتَوْدَعاً سَلَبَهُ اللَّهُ قَبْلَ المَمَاتِ » . آنچه از « ايمان مستقرّ » باشد ، تا روز قيامت ثابت مىماند . آنچه از « ايمان مستودع » باشد ، خداوند آن را پيش از مرگ مىگيرد . ( تفسير العياشي ، ج 1 ، ص 371 ، حديث 72 ) در نهج البلاغة نيز آمده است : « فَمِنَ الإيْمَانِ مَا يَكُونُ ثَابِتَاً مُسْتَقَرّاً فِي القُلُوبِ ؛ وَمَا يَكُونُ عَواري بَيْنَ القُلُوبِ وَالصُّدُورِ إِلَى أجْلٍ مَعْلُومٍ » . قسمى از ايمان در دل‌ها ثابت است ؛ و قسمى ديگر در ميان قلب‌ها و سينه‌ها عاريت است تا هنگامى كه مرگ در رسد . ( نهج البلاغة ، ص 279 ، خطبهء 189 )