السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 136

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

پس از هفتاد سال بانگ « اللَّه اكبر » و شهادت به رسالت حضرت ختمى مرتبت - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - به گوش رسيد ، تمامى طرفداران اسلام ناب محمّدى - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - را از شوق به گريه انداخت . لذا لازم دانستم اين موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار ديگر به دو جهان‌بينى مادى و الهى بينديشيد . ماديون معيار شناخت در جهان‌بينى خويش را « حس » دانسته و چيزى را كه محسوس نباشد از قلمرو علم بيرون مىدانند ؛ و هستى را همتاى ماده دانسته و چيزى را كه ماده ندارد موجود نمىدانند . قهراً جهان غيب ، مانند وجود خداوند تعالى و وحى و نبوت و قيامت ، را يكسره افسانه مىدانند . در حالى كه معيار شناخت در جهان‌بينى الهى ، اعم از « حس و عقل » مىباشد ، و چيزى كه معقول باشد داخل در قلمرو علم مىباشد ، گر چه محسوس نباشد ؛ لذا هستى اعم از غيب و شهادت است ، و چيزى كه ماده ندارد ، مىتواند موجود باشد . و همانطور كه موجود مادى به « مجرد » استناد دارد ، شناخت حسى نيز به شناخت عقلى متكى است . قرآن مجيد اساس تفكر مادى را نقد مىكند ، و به آنان كه بر اين پندارند كه خدا نيست و گرنه ديده مىشد ، لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً « 1 » مىفرمايد : لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ « 2 » . از قرآن عزيز و كريم و استدلالات آن در موارد وحى و نبوت و قيامت

--> ( 1 ) - « قوم حضرت موسى به ايشان گفت : « ما به تو ايمان نمىآوريم مگر اينكه خدا راآشكارا ببينيم » . ( البقرة ( 2 ) : 55 ) ( 2 ) - « او [ خدا ] را هيچ چشمى درك نمىكند و او بينندگان را درك مىكند ، و او نامرئى و آگاه است » . ( الأنعام ( 6 ) : 103 )