السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 73

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

بازتر ، آمده است و چون ما جاهلان از آنها محروميم با آن به معارضه برخاستيم . گويند صدر المتألّهين ديد در جوار حضرت معصومه - سلام اللَّه عليها - شخصى او را لعن مىكند ، پرسيد : چرا صدر را لعن مىكنى ؟ جواب داد : او قائل به وحدت واجب الوجود است ، گفت : پس او را لعن كن ! اين امر اگر قصه هم باشد حكايت از يك واقعيت دارد . واقعيت دردناكى كه من خود قصه‌هايى را ديده يا شنيده‌ام كه در زمان ما بوده است . من نمىخواهم تطهير مدعيان را بكنم كه : « اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد » « 1 » . مىخواهم اصل معنى و معنويت را انكار نكنى ، همان معنويتى كه كتاب و سنّت نيز از آن ياد كرده‌اند و مخالفان آن يا آن‌ها را ناديده گرفته و يا به توجيه عاميانه پرداخته‌اند . و من به تو توصيه مىكنم كه اول قدم ، بيرون آمدن از حجاب ضخيم انكار است كه مانع هر رشد و هر قدم مثبت است . اين قدمْ كمال نيست ، لكن راهگشاى به سوى كمال است چنان‌چه « يقظه » را كه در منازل سالكان اول منزل محسوب شده است « 2 » از منازل نتوان شمرد ، بلكه مقدمه و راهگشاى منازل سالكين است . در هر صورت با روح انكار نتوان راهى به سوى معرفت يافت . آنان كه انكار مقامات عارفان و منازل سالكان كنند ، چون خودخواه و خودپسند هستند هرچه را ندانستند حمل به جهل خود نكنند و انكار آن كنند تا به خودخواهى و خودبينىشان خدشه وارد نشود ؛ « مادر بُت‌ها بُتِ نفس

--> ( 1 ) - مصرع دوم اين بيت حافظ است : نقد صوفى نه همه صافىِ بىغش باشد اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد ( ديوان حافظ ، ص 327 ، غزل 260 ) ( 2 ) - منازل السائرين ، ص 35 ، باب اليقطة ؛ شرح منازل السائرين ، كاشانى ، ص 34 .