السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 40

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

مصيبت‌هايى بر او وارد مىشود و گاهى دنيا به او رو مىآورد و به مقام و جاه و مال [ و ] منال و قدرت و نعمت مىرسد و اين هر دو پايدار نيست ، نه آن كم و كاستىها و مصيبت‌ها تو را محزون كند كه عنان صبر از دستت برود ، كه گاه شود آنچه مصيبت و كمبود است براى تو خير و صلاح باشد : عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ « 1 » . و در اقبال دنيا و رسيدن به آنچه شهوات اقتضا مىكند خود را مباز و تكبّر و فخر بر بندگان خدا مكن كه بسا باشد كه آنچه را خير مىدانى شرّ باشد براى تو . پسرم ! آنچه مورد نكوهش و سرمايه و اساس شقاوت‌ها و بدبختىها و هلاكت‌ها و رأس تمام خطاها و خطيئه‌ها است ، حبّ دنيا است كه از حبّ نفس نشأت مىگيرد . عالم ملك مورد نكوهش نيست ، بلكه مظهر حق و مقام ربوبيّت او است و مهبط ملائكة اللَّه و مسجد و تربيت‌گاه انبيا و اوليا - عليهم سلام اللَّه - است « 2 » و عبادتگاه صُلحا و محلّ جلوهء حق بر قلوب شيفتگان محبوب حقيقى ، و حبّ به آن ، اگر ناشى از حبّ به خدا باشد و به عنوان جلوهء او - جلّ و علا - باشد ، مطلوب و موجب كمال است و اگر ناشى از حبّ به نفس باشد ، رأس همهء خطيئه‌ها است . پس دنياى مذموم در خود تو است ، علاقه‌ها و دلبستگىها به غير صاحب دل موجب سقوط است . همهء مخالفت‌ها با خدا و ابتلا به معصيت‌ها و جنايت‌ها و خيانت‌ها از حبّ خود است ، كه حبّ دنيا و زخارف

--> ( 1 ) - « چه بسا چيزى را ناگوار شماريد در حالى كه براى شما خير است » . ( البقره ( 2 ) : 216 ) ( 2 ) - اشاره است به كلام أمير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغة : « الدنيا مسجد أحباء اللَّه ومصلّىملائكة اللَّه ومهبطُ وحي اللَّه وَمتجرُ أولياء اللَّه . . . » ؛ « دنيا سجده گاه دوستان خدا و محلّ نماز ملائكهء او و فرودگاه وحى اللَّه و محلّ تجارت دوستان خداست » . ( نهج البلاغه ، ص 493 ، حكمت 131 )