السيد الخميني
24
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
وقتى اين باور در كار نبود ، هرچه هم برهان بر آن اقامه بشود فايده ندارد ، باز هم آن انانيت نفسى در كار هست ، و اينكه من چه ، وشما چه ! اين همه ادعاهاى پوچ براى رياستها و براى امثال ذلك ، براى اين است كه آن انانيت هست ، انانيت وقتى كه باشد ، انسان خودش را مىبيند . همه بلاهايى كه سر انسان مىآيد از اين حبّ نفس است كه آدم خودش را دوست دارد . در صورتى كه اگر ادراك كند و واقعيت مطلب را وجدان كند ، نفسْ خودش چيزى نيست ، مال غير است ؛ حبّ غير است . منتها به غلط اسمش را « حبّ نفس » گذاشتهاند . اين غلط انسان را خراب مىكند . تمام گرفتارىهايى كه براى همه ما هست ، براى اين حبّ جاه و حبّ نفس است . حبّ جاه است كه انسان را به كشتن مىدهد ، انسان را به فنا مىدهد ، انسان را به جهنّم مىبرد . رأس همهء خطيئهها همين است : « رَأْسُ كُلِّ خَطيئَةٍ » « 1 » همين حبّ جاه و حبّ نفس است . همهء خطاها از اينجا بروز مىكند . انسان چون خود را مىبيند و خودخواه است همه چيز را براى خودش مىخواهد . و هركس مانع او بشود - ولو به توهمش - با او دشمن مىشود . و هر چه را كه مىخواهد چون براى خودش مىخواهد ، حدود ديگر قائل نيست ، از اين جهت مبدأ همهء گرفتارىها مىشود . وجدان اينكه كتاب خدا ابتدا كرده به يك مطلبى كه همهء مسائل را به ما حالى كند - به حسب احتمال - تمام مسائل از اينجا حالى مىشود . وقتى فرمود : الْحَمْدُ لِلَّهِ نمىخواهد بگويد : بعضى از حمدها مال خداست ، وقتى بگويد : او
--> ( 1 ) - امام صادق عليه السلام فرمودند : « رأس كلّ خطيئة حبّ الدنيا » ؛ « سررشته همهء لغزشهادوستى دنياست » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 315 ، « كتاب الإيمان و الكفر ، « باب حبّ الدنيا و الحرص عليها » ، حديث 1 )