السيد الخميني
25
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
قادر است ليكن [ وقتى ] شما را حمد مىكنم براى خدا نيست . مىگويد : [ همهء ] اينها مال خداست ، همهء حمدها مال خداست . [ قرآن براى هدايت است ] وقتى فرمود : الْحَمْدُ لِلَّهِ ، يعنى تمام اقسام حمد و تمام حيثيت حمد از خداست ، مال اوست ، شما خيال مىكنيد داريد ديگرى را حمد مىكنيد ، همين جا پرده را از روى همهء مسائل برمىدارد . همين يك آيهء شريفه را اگر آدم باورش بيايد - اشكال سر باور است - اگر انسان باورش بيايد كه همهء حمدها مال اوست ، همين يك كلمه اگر باور آمد ، تمام شركها از قلب انسان مىريزد . آنكه مىگويد كه من از اول تا آخر عمر هيچ شرك نياوردهام « 1 » ، براى اين است كه اين را وجدان كرده ، واجد اين مسأله است ، اين را به حسب وجدانش يافته است . بافته نيست ، يافته است . براهين اينقدر نمىتواند هنر داشته باشد ؛ خوب است ، نمىگويم برهان خوب نيست ، برهان بايد باشد ، اما برهان وسيله است . برهان وسيلهء اين است كه شما به حسب عقلتان يك مسألهاى را ادراك كنيد و با مجاهده ايمان به آن بياوريد . فلسفه وسيله است ، خودش مطلوب نيست . وسيله است براى اينكه شما مسائل را ، معارف را با برهان به عقلتان برسانيد ، هنرش همين قدر است . « پاى استدلاليان چوبين بود » « 2 » ، مقصود همين است كه چوب است ، پاى چوبى
--> ( 1 ) - أميرالمؤمنين على عليه السلام فرمودهاند : « إنّي لَمْ اشرك باللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ » ؛ « به قدر چشم بهمزدنى شرك بهخدا نورزيدهام » . ( الخصال ، ص 572 ، « أبواب السبعين و ما فوقه » ، حديث 1 ) ( 2 ) - مصرع اوّل اين بيت مولوى است : « پاى استدلاليان چوبين بود پاى چوبين سخت بىتمكين بود » ( مثنوى معنوى ، ص 96 ، دفتر اول ، بيت 2128 )