السيد الخميني
23
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
انتقال از يك نقص به كمال است ؛ اگر اين را باورش بيايد ، اين انسان را نگه مىدارد از همهء چيزها ، از همهء لغزشها . [ مهم ] اين است كه اين باور چطور بيايد ؟ اين آيهء شريفه كه مىفرمايد كه به اسم اللَّه الْحَمْدُ لِلَّهِ ، من يك جهتش را عرض كردم - و من نه اينكه به جزم مىگويم : اين است ، محتملات است - اگر آدم باورش بيايد كه تمام محامد از اوست ديگر در دلش شرك واقع نمىشود ، ديگر براى كسى حمدى كه مىكند جلوهء خدا را [ حمد كرده است ] . اگر يك قصيدهاى براى حضرت امير مىگويد مىفهمد كه اين براى خداست ، براى اينكه او جلوهء بزرگ خداست ، چون جلوهء بزرگ خداست مدح او مدحِ خداست . مدح جلوه است . اگر آدم باورش بيايد كه همهء محامد مال اوست ، خودش را كنار مىگذارد . اينكه مىبينيد اين قدر آدم داد « لِمَنِ الْمُلْكُ » مىزند ، اين قدر غرور پيدا مىكند ، براى اين است كه نمىشناسد خودش را « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ » « 1 » . نمىداند خودش هيچ است . اگر اين را بفهمد و باورش بيايد كه هيچ نيست ، هرچه هست اوست ، اگر « هيچ نيستِ » خودش را باورش بيايد ، « عرف ربّه » ، پروردگارش را مىشناسد . [ عدم ايمان منشأ همهء گرفتارىها ] عمده اين است كه ما نمىشناسيم ؛ نه خودمان را مىشناسيم ، نه خدايمان را مىشناسيم ، نه ايمان به خودمان داريم نه ايمان به خدا داريم ، نه باورمان آمده است كه خودمان [ چيزى ] نيستيم و نه باورمان آمده است كه همه چيز اوست .
--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 32 ، حديث 22 ؛ غرر الحكم ودرر الكلم ، ص 588 ، حديث 301 .