السيد الطباطبائي
20
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
مشخصى سرچشمه مى گيرد و آن اين است كه انسان مى خواهد يك زندگى سعادتمندانه داشته باشد كه در آن تا مىتواند كامروا بوده به خواسته و آرزوهاى خود برسد . و به عبارت ديگر : تا مىتواند نيازمنديهاى خود را از جهت بقاى وجود ، به طور كاملترى رفع نمايد . و از اينجاست كه انسان پيوسته اعمال خود را به مقررات و قوانينى كه بدلخواه خود وضع كرده يا از ديگران پذيرفته ، تطبيق مىكند و روش معينى در زندگى خود اتخاذ مى نمايد ، براى تهيه وسائل زندگى كار مىكند ؛ زيرا تهيّه وسائل زندگى را يكى از مقررات مىداند ، براى التذاذ ذايقه و رفع گرسنگى و تشنگى ، غذا مى خورد و آب مى آشامد ؛ زيرا خوردن و آشاميدن را براى بقاى سعادتمندانه خود ضرورى مى شمرد و به همين قرار . . . قوانين و مقررات نامبرده كه در زندگى انسان حكومت مىكند به يك اعتقاد اساسى استوارند و انسان در زندگى خود به آن تكيه داده است و آن تصورى است كه انسان از جهان هستى كه خود نيز جزئى از آن است دارد و قضاوتى است كه در حقيقت آن مىكند و اين مسئله با تأمل در افكار مختلفى كه مردم در حقيقت جهان دارند بسيار روشن است ، كسانى كه جهان هستى را همين جهان مادى محسوس و انسان را نيز پديده اى صد در صد مادى ( كه با دميده شدن حيات پيدا و با مرگ نابود مىشود ) مى دانند روش شان در زندگى اين است كه خواسته هاى مادى و لذايذ چند روزه دنيوى خود را تأمين كنند و همه مساعى شان در اين راه مبذول است كه شرايط و عوامل طبيعت را براى خود رام سازند . و كسانى كه مانند عامه بت پرستان جهان طبيعت را آفريده