السيد الطباطبائي
21
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
خدائى بالاتر از طبيعت مى دانند كه جهان بويژه انسان را آفريده و غرق نعمتهاى گوناگون خود ساخت تا از نيكيهاى وى برخوردار شوند ، اينان برنامه زندگى را طورى تنظيم مى كنند كه خشنودى خدا را جلب كنند و موجبات خشم او را فراهم نياورند چه اگر خدا را خشنود كنند نعمت خود را برايشان فراوان و پاينده گرداند و اگر خشمگين سازند نعمت خود را از دستشان خواهد گرفت . و كسانى كه علاوه بر ايمان تنها به خدا براى انسان زندگانى جاودانى قائل بوده او را مسئول خوب و بد اعمالش مى دانند و در نتيجه روز بازخواست و پاداش ( روز قيامت ) اثبات مى كنند مانند مجوس و يهود و نصارا و مسلمين ، در زندگى خود راهى را مى خواهند بپيمايند كه اين اصل اعتقادى در آن مراعات شود و سعادت اين سرا و آن سرا را تأمين نمايد . مجموع اين اعتقاد و اساس ( اعتقاد در حقيقت انسان و جهان ) و مقررات متناسب با آن كه در مسير زندگى مورد عمل قرار مى گيرد ، ( دين ) ناميده مىشود و اگر انشعاباتى در دين پيدا شود ، هر شعبه را ( مذهب ) مى نامند مانند مذهب تسنن و مذهب تشيع در اسلام و مذهب ملكانى و مذهب نسطورى در مسيحيت . بنابر آنچه گذشت ، هرگز انسان ( اگر چه به خدا نيز معتقد نباشد ) از دين ( برنامه زندگى كه بر اصل اعتقادى استوار است ) مستغنى نيست ، ( پس دين همان روش زندگى است و از آن جدايى ندارد ) . قرآن كريم معتقد است كه بشر از ( دين ) گريزى ندارد و آن راهى است كه خداى متعال براى بشرباز كرده كه با پيمودن آن به وى برسند