السيد الطباطبائي
122
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
سوى هدفى سوق مىدهد و اسباب جزئيه كه حوادث جزئيه را در جهان به وجود مى آورند همه بالا خره به او منتهى مى شوند و از هر سوى ، تحت تسخير و تدبير وى مى باشند ، هر چيزى در هستى خود نيازمند به اوست و او به چيزى نيازمند نيست و از هيچ علت و شرطى سرچشمه نمى گيرد . وحدانيّت خداوند هر واقعيتى را از واقعيتهاى جهان فرض كنيم واقعيتى است محدود ؛ يعنى بنا به فرض و تقديرى ( فرض وجود سبب و شرط ) هستى را داراست و بنا به فرض و تقديرى ( فرض عدم سبب و شرط ) منفى است و در حقيقت وجودش مرزى دارد كه در بيرون آن مرز يافت نمى شود تنها خداست كه هيچ حد و نهايتى براى وى فرض نمى توان كرد ؛ زيرا واقعيت وى مطلق است و به هر تقدير موجود مى باشد و به هيچ سبب و شرطى مرتبط و نيازمند نيست . روشن است كه در مورد امر نامحدود و نامتناهى نمى توان ( عدد ) فرض نمود ؛ زيرا هر دوم كه فرض شود ، غير از اولى خواهد بود و در نتيجه هر دو محدود و متناهى خواهند بود و به واقعيت همديگر مرز خواهند زد ؛ چنان كه اگر حجمى را مثلًا نامحدود و نامتناهى فرض كنيم در برابر آن حجمى ديگر نمى توان فرض كرد و اگر هم فرض كنيم دومى همان اولى خواهد بود ، پس ( خدا ) يگانه است و شريك وجود ندارد 162 .
--> ( 162 ) مرد عربى در جنگ جمل به اميرالمؤ منين على ( ع ) نزديك شد و گفت يا