السيد الطباطبائي
117
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
1 - خداشناسى نظرى به جهان هستى و واقعيت - ضرورت وجود خداوند درك و شعور انسان كه با پيدايش او توأم است در نخستين گامى كه بر مى دارد هستى خداى جهان و جهانيان را بر وى روشن مى سازد ؛ زيرا به رغم آنان كه در هستى خود و در همه چيز اظهار شك و ترديد مى كنند و جهان هستى را خيال و پندار مى نامند ما مى دانيم يك فرد انسان در آغاز پيدايش خود كه با درك و شعور توأم است ، خود و جهان را مى يابد ؛ يعنى شك ندارد كه او هست و چيزهاى ديگرى جز او هست و تا انسان انسان است اين درك و علم در او هست و هيچگونه ترديد برنمى دارد و تغيير نمى پذيرد . اين واقعيت و هستى كه انسان در برابر سوفسطى و شكاك اثبات مىكند ثابت است و هرگز بطلان نمى پذيرد ؛ يعنى سخن سوفسطى و شكاك كه در حقيقت نفى واقعيت مىكند هرگز و هيچگاه درست نيست پس جهان هستى واقعيت ثابتى در بر دارد . ولى هر يك از اين پديده هاى واقعيت دار كه در جهان مى بينيم دير يا زود واقعيت را از دست مىدهد و نابود مىشود و از اينجا