السيد الطباطبائي
118
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
روشن مىشود كه جهان مشهود و اجزاء آن خودشان عين واقعيت ( كه بطلان پذير نيست ) نيستند بلكه به واقعيتى ثابت تكيه داده با آن واقعيت ، واقعيت دار مىشود و به واسطه آن داراى هستى مى گردند و تا با آن ارتباط و اتصال دارند با هستى آن هستند و همين كه از آن بريدند نابود مى شوند 160 ما اين واقعيت ثابت بطلان ناپذير را ( واجب الوجود ) خدا مى ناميم . نظرى ديگر از راه ارتباط انسان و جهان راهى كه در فصل گذشته براى اثبات وجود خدا پيموده شد ، راهى است بسيار ساده و روشن كه انسان با نهاد خدادادى خود آن را مى پيمايد و هيچگونه پيچ و خم ندارد ، ولى بيشتر مردم به واسطه اشتغال مداوم كه به ماديات دارند و استغراقى كه در لذايذ محسوسه پيدا كرده اند رجوع به نهاد خدادادى و فطرت ساده و بى آلايش برايشان بسيار سخت و سنگين مى باشد . از اين روى اسلام كه آيين پاك خود را همگانى معرفى مىكند و همه را در برابر مقاصد دينى مساوى مىداند اثبات وجود خدا را با اين گونه مردم از راه ديگر در ميان مى نهد و از همان راهى كه فطرت ساده را از توجه مردم به دور داشته با ايشان سخن گفته خدا را مى شناساند .
--> ( 160 ) در كتاب خدا به اين برهان اشاره كرده مى فرمايد : ( قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ) يعنى : ( آيا مىشود در خدا شك كرد خدايى كه آسمانها و زمين را به وجود آورده ، عدم را شكافته و آسمانها و زمين را پايدار ساخته است ) . ( سوره ابراهيم ، آيه 10 )