السيد الطباطبائي

72

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

زيدبن اسلم و ابوصالح كلبى و نظراء ايشان ؛ و طريق تابعين در تفسير اين بود كه تفسير آيات را گاهى در شكل روايت از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله يا صحابه نقل مىكردند و گاهى معناى آيه را بىاين كه به كسى اسناد دهند ، در صورت اظهار نظر ايراد مىكردند ، و متأخرين مفسرين با اين اقوال نيز معامله روايات نبوى نموده آنها را روايات موقوفه « 1 » مىشمارند و قدماى مفسرين به اين دو طبقه اطلاق مىشود . طبقه چهارم طبقه اولين مؤلفين تفسير است « 2 » ، مانند فيان‌بن‌عيينه و وكيع‌بن‌جراح و شعبةبن حجاج و عبدبن‌حميد و غير ايشان و از اين طبقه است ابن‌جرير « 3 » طبرى صاحب تفسير معروف . طريقه اين طبقه نيز اين گونه بود كه اقوال صحابه و تابعين را در صورت روايت‌هاى معنعن در تأليفات تفسيرى خود وارد مىكردند و از نظر استقلالى خوددارى مىنمودند ، جز اين كه ابن‌جرير طبرى در تفسير خود گاهى در ترجيح ميان اقوال اظهارنظر مىكند و طبقات متأخرين از اين طايفه شروع مىشود . طبقه پنجم كسانى هستند كه روايات را با حذف اسناد در تأليفات خود درج كردند و به مجرد نقل اقوال قناعت نمودند . بعضى « 4 » از علما گفته‌اند كه اختلال نظم تفسير از همين‌جا شروع گرديده و اقوال

--> ( 1 ) . روايت موقوفه روايتى است كه مروىعنه در آن ذكر نشده باشد ( 2 ) . ( سفيان‌بن عيينه ) مكى از طبقه دوم تابعين و از علماء تفسير است در سال 198 هجرى درگذشته است ( تهذيب الاسماء ) . ( وكيع‌بن جراح ) كوفى از طبقه دوم تابعين و از مفسرين است سال 197 هجرى درگذشته ( همان ) . ( شعبةبن‌الحجاج ) بصرى از طبقه دوم تابعين و از معاريف مفسرين است سال 160 هجرى درگذشته ( همان ) . ( عبدبن‌حميد ) صاحب تفسير از طبقه دوم تابعين و در قرن دوم مىزيسته است ( 3 ) . ( ابن‌جرير طبرى ) محمدبن جريربن‌يزيد از معاريف علماء اهل سنت و در سال 310 هجرى درگذشته ( لسان الميزان ) ( 4 ) . سيوطى ، الاتقان ، جزء 2 ، ص 190