السيد الطباطبائي

66

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

برسند و اين اثبات با نفيى كه از آيه « و ما يعلم تأويله الااللَّه » در مىآيد منافات ندارد ، زيرا انضمام دو آيه به همديگر نتيجهء استقلال و تبعيت مىدهد ؛ يعنى مىرساند كه خداى متعال در علم به اين حقايق مستقل است و كسى جز او اين حقايق را نخواهد دانست مگر به اذن و تعليم او . نظير علم غيب كه به موجب آيات بسيارى اختصاص به خداى متعال دارد و در آيه‌اى كسان پسنديده‌اش استثنا شده‌اند « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » « 1 » از مجموع كلام نتيجه گرفته شده كه علم غيب به نحو استقلال اختصاص به خدا دارد و جز او كسى را نشايد مگر به اذن او . آرى ، مطهرون به دلالت اين آيات به حقيقت قرآن مس مىكنند و به انضمام آيه كريمه « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » « 2 » . به موجب اخبار متواتره در حق اهل‌بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شده است پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و خاندان رسالت عليهم السلام از پاك‌شدگان و به تأويل قرآن عالمند . يج - قرآن مجيد ناسخ و منسوخ دارد در ميان آيات احكام كه در قرآن است آياتى هست كه پس از نزول جاى حكم آياتى را كه قبلًا نازل شده و مورد عمل بوده‌اند گرفته به زمان اعتبار حكم قبلى خاتمه مىدهد ، آيات قبلى منسوخ و آيات بعدى كه در حكم خود حكومت بر آنها دارند ناسخ ناميده مىشوند چنان كه در اول بعثت مسلمانان دستور داشتند كه با اهل كتاب با مسالمت بسر برند چنان كه مىفرمايد : « فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ » « 3 » ؛

--> ( 1 ) . جن ، آيه 27 ( 2 ) . احزاب ، آيه 33 ( 3 ) . بقره ، آيه 109