السيد الطباطبائي
135
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
اين زمينهها را كه موجب نزول سوره يا آيه مربوطه مىباشد اسباب نزول مىگويند و البته دانستن آنها تا اندازهاى انسان را از مورد نزول و مضمونى كه آيه نسبت بهخصوص مورد نزول خود به دست مىدهد روشن ساخته كمك مىكند . و از اين روى گروه انبوهى از محدثين صحابه و تابعين در صدر اسلام به ضبط و روايت اسباب نزول همت گماشته بودند و اخبار بىشمارى در اين باره نقل نمودهاند . اين روايات از طرق اهلسنت بسيار زياد است و به چندين هزار روايت مىرسد و از طرق شيعه كم و شايد از چند صد بيشتر نباشد ، البته همه روايات هم مسند و صحيح نيست بلكه بسيارى از آنها غيرمسند و ضعيفند . ولى تتبع اين روايات و تأمل كافى در اطراف آنها انسان را نسبت به آنها بدبين مىكند : اولًا : سياق بسيارى از آنها پيداست كه راوى ارتباط نزول آيه را در مورد حادثه و واقعه بهعنوان مشافهه و تحمل و حفظ به دست نياورده بلكه قصه را حكايت مىكند سپس آياتى را كه از جهت معنا مناسب قصه است به قصه ارتباط مىدهد و در نتيجه سبب نزولى كه در حديث ذكر شده سبب نظرى و اجتهادى است نه سبب نزولى كه از راه مشاهده و ضبط به دست آمده باشد . و گواه اين سخن اين كه در خلال اين روايات تناقض بسيار به چشم مىخورد ؛ به اين معنى كه در بسيارى از آيات قرآنى در ذيل هر آيه چندين سبب نزول مناقض همديگر نقل شده كه هرگز با هم جمع نمىشوند حتى گاهى از يك شخص مانند ابنعباس با غير او در يك آيه معين چندين سبب نزول روايت شده . ورود اين اسباب نزول متناقض و متهافت يكى از دو محمل بيشتر ندارد يا بايد گفت : اين اسباب نزول نظرى هستند نه نقلى محض و هر يك از روات روايات متناقضه آيه را به يكى از قصههاى مناسب خوابانيده كه غير از قصهاى است كه در