السيد الطباطبائي
120
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
10 - كيفيت وحى قرآن مجيد به طور احتمال آنچه قرآن مجيد در كيفيت وحى خود توضيح مىدهد اين است كه وحى اين كتاب آسمانى به طور تكليم بوده و خداى متعال با پيغمبر گرامى خود سخن گفته و آن حضرت با تمام وجود خود - نه تنها با گوش - سخن خدا را تلقى نموده است . خداى متعال مىفرمايد : « وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ * وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » « 1 » به هيچ بشرى نمىرسد كه خدا با او سخن گويد مگر اينكه وحى كند - سخن پنهانى و با اشاره كه ديگران نفهمند - يا از پشت پردهاى حرف زند يا رسول و فرستادهاى بفرستد و او به اذن خدا آنچه را خدا مىخواهد وحى نمايد ، زيرا خدا بلند مرتبه و محكم كار است و به همين نحو روحى را از امر خودمان - قرآن را - به تو وحى كرديم از پيش خود نمىتوانستى درك كنى كه كتاب چيست و نه ايمان چيست ولى ما آن را نورى قرار داديم كه با آن كسانى را كه مىخواهيم رهبرى مىنماييم و تحقيقاً تو راه راستى را نشان مىدهى . به قرينه ترديدى كه در آيه اولى هست و وحى كه در قسم اول به جايى نسبت داده نشد و در قسم سوم به رسول نسبت داده شده در آيه براى تكليم خدا سه قسم مختلف ذكر شده :
--> ( 1 ) . شورى ، آيات 51 - 52