السيد الطباطبائي
121
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
1 . گفتار خدايى كه هيچ واسطهاى ميان خدا و بشر نباشد . 2 . گفتار خدايى كه از پشت حجاب شنيده شود مانند شجره طور كه موسى عليه السلام سخن خدا را مىشنيد ولى از ناحيه آن . 3 . گفتار خدايى كه ملكى آن را حمل نمود به بشر برساند و در اين صورت سخن فرشته وحى شنيده مىشود كه سخن خدا را حكايت مىنمايد . و آيه دوم مىرساند كه قرآن مجيد از همين راه به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيده و از اين جا روشن مىشود كه وحى قرآن از راه تكليم و گفت وگو بوده است . و باز مىفرمايد : « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » « 1 » قرآن را روح امين - جبريل - به قلب تو يعنى به نفس تو با زبان عربى آشكار نازل كرد تا از كسانى باشى كه مردم را از خدا مىترساند . و مىفرمايد : « مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ » « 2 » ( ترجمه آيه گذشت ) . از اين آيهها استفاده مىشود كه قرآن يا بخشى از قرآن به وسيله فرشته وحى كه جبريل و روح امين است فرستاده شده ( قسم سوم تكليم ) . و اينكه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله قرآن را از فرشته وحى با نفس « 3 » خود يعنى با تمام وجود
--> ( 1 ) . شعراء ، آيه 194 ( 2 ) . بقره ، آيه 97 ( 3 ) . به دليل اينكه در هر دو آيه تنزيل قرآن را به قلب پيغمبر اكرم نسبت مىدهد مىفرمايد « عَلَى قَلْبِكَ » ونمىفرمايد « عليك » و قلب در عرف قرآن نفس است به دليل اينكه در چندين جا درك و شعور و همچنين معصيت را كه از آن نفس است بهقلب نسبت مىدهد