السيد الطباطبائي

119

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

وصول به سعادت نوعىاش مىباشد و تعليم آن به عهدهء آفرينش است ، ممكن نيست از راه عقل به وى برسد بلكه راه درك ديگرى غير از راه تفكر بايد وجود داشته باشد كه انسان به وسيله آن ، وظايف زندگى نوعى خود را تلقى نمايد و اين راه را راه وحى مىناميم . البته مقتضاى دليل همين مقدار است كه در نوع انسان چنين دركى بايد وجود داشته باشد نه اين كه همگانى باشد بلكه از اين روى كه تلقى وحى درك پاكى مىخواهد كه از هر گونه پليدى و آلودگى مصون باشد و افراد انسان در استقامت حال و اعتدال ادراك و صفاى روح و خلاف اين صفات به غايت مختلفند بايد گفت اين موهبت تنها در برخى از افراد به ندرت تحقق مىپذيرد چنان كه قرآن جمعى را به نام پيغمبران و فرستادگان خدا ياد مىكند ولى از ذكر شمارهء آنان و نام همه‌شان خوددارى مىنمايد و از گروه‌شان فقط بيست و چند نفر را اسم مىبرد . « 1 » ما كه از اين موهبت بىبهره هستيم و به عبارت ديگر آن را نچشيده‌ايم حقيقت آن براى ما مجهول است ، تنها برخى از آثار آن كه از آن جمله قرآن مجيد مىباشد و پاره‌اى از اوصاف آن را كه از راه نبوت به ما رسيده ديده و شنيده‌ايم ، با اين همه نمىتوان گفت كه اوصاف آن همان است كه به ما رسيده و بس و ممكن است اوصاف و خواص و شعب ديگرى داشته باشد كه براى ما شرح داده نشده .

--> ( 1 ) . آدم ، نوح ، ادريس ، هود ، صالح ، ابراهيم ، لوط ، اسماعيل ، اليسع ، ذوالكفل ، الياس ، يونس ، اسحاق ، يعقوب ، يوسف ، شعيب ، موسى ، هارون ، داود ، ايوب ، سليمان ، زكريا ، يحيى ، اسماعيل صادق الوعد ، عيسى و محمد صلى الله عليه و آله . اينان پيغمبرانى هستند كه به اسم ذكر شده‌اند و كسانى نيز با اشاره ياد شده‌اند مانند اسباط در سوره نساء آيه 163 و مانند پيغمبرى كه طالوت به اشاره او پادشاه بنىاسرائيل شد ، سوره بقره آيه 246 . و پيغمبرى كه در سوره بقره آيه 258 به وى اشاره شده و پيغمبرانى كه در سوره يس آيه 14 به آنان اشاره شده است