السيد الطباطبائي
112
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ » « 1 » مردم يك امت بودند . - در حال سادگى بدون اختلافات زندگى مىكردند پس از آن اختلافات پيدا شد - پس خدا پيغمبران را در حالىكه نويد دهنده و ترساننده بودند برانگيخت و با ايشان به حق كتاب - شريعت - نازل كرد تا در اختلافات مردم حكم كند . و باز مىفرمايد : « إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ - تا آنجا كه مىفرمايد - رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » « 2 » ما به سوى تو وحى فرستاديم چنان كه وحى فرستاديم به سوى نوح و پيغمبران پس از نوح - تا آن جا كه مىفرمايد - پيغمبران و فرستادهشدگانى كه نويد دهنده و ترساننده بودند براى اين كه مردم بر خدا حجت نداشته باشند - بلكه حجت خدا بر مردم تمام شود . چنان كه پيداست آيه اولى طريق وحى و نبوت را تنها راه رفع اختلافات مردم تشخيص مىدهد و آيه دوم وحى و نبوت را دليل منحصر به فرد اتمام حجت معرفى مىكند و لازمهاش اين است كه عقل براى نشان دادن راه و اتمام حجت كافى نباشد ؛ يعنى اگر پيغمبران مبعوث نبودند و احكام الهى تبليغ نمىشد و مردم ظلم و فساد مىكردند به مجرد اين كه عقل داشتند و قبح ظلم و فساد را مىفهميدند در پيشگاه خدا قابل مؤاخذه نبودند . 7 - اشكال و جواب اشكال : شما به اين عذر كه عقل نمىتواند جلو نقض قوانين و تخلفات مردم را
--> ( 1 ) . بقره ، آيه 212 ( 2 ) . نساء ، آيه 165