السيد الطباطبائي
113
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
بگيرد فريضه قانونگذارى يا به تعبير كتاب : هدايت انسان به سوى سعادت نوعى را از دست عقل گرفته به دست وحى و نبوت سپرديد در حالى كه قوانين و مقررات وحى نيز نمىتواند كارى از پيش ببرد و جلو تخلفات را بگيرد بلكه تخلف از مقررات شرايع و اديان بيشتر و اقبال مردم به اين مقررات كمتر است . جواب : نشان دادن راه مطلبى است و پيروى عملى مردم از آن راهنمايى و هدايت مطلبى ديگر و آنچه به مقتضاى قانون هدايت عمومى به عهده آفرينش و تكوين است اين است كه نوع انسان را به وسيلهاى از وسايل بهسوى قانونى كه سعادتش را تضمين نمايد هدايت و راهنمايى كند نه اين كه عملًا راه تخلف را ببندد و مردم را به پيروى وادارد . و اين كه ما مورد تخلفات قانونى را كه مزاحم و مانعى از آزادى عمل در ميان نيست دليل عدم كفايت عقل گرفتيم نه از اين جهت بود كه عقل از عمل جلوگيرى نمىكند بلكه از اين جهت بود كه عقل در اين موارد حكمى نداشت و به تعاون اجتماعى و پيروى قانون دعوت نمىكرد ، زيرا دعوتش براساس اضطرار بود و مزاحمتى كه مانع از آزادى عمل است در برابر خود مىديد و ضرر آزادى عمل را بيشتر از نفع آن تشخيص مىداد . بديهى است كه چنين حاكمى در جايى كه مزاحمى در كار و مانعى از آزادى عمل در بين نباشد از تخلف كه آزادى عمل در آن است نهى و به پيروى قانونى كه خلاف آزادى است امر نخواهد كرد . پس عقل چون در همه موارد به پيروى قانون حكم نمىكند نمىتواند وسيله كافى براى هدايت مداوم انسان باشد ولى طريق وحى بىاستثنا و به طور كليت و دوام حكم به پيروى قانون مىكند و حكم را به دست خدايى مىسپارد كه با قدرت و علم نامتناهى خود در هر حال مراقب انسان است و بدون تبعيض داشتن ، كار نيك را پاداش نيك و كار بد را كيفر بد خواهد داد . خداى متعال مىفرمايد :