السيد الطباطبائي

109

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

5 - در هدايت انسان به‌سوى قانون ، عقل كفايت نمىكند اين هدايت به هر وسيله و به‌سوى هرچه باشد كار دستگاه آفرينش خواهد بود ، زيرا همان دستگاه است كه انسان را آفريد و براى وى هدف سعادتى قرار داده و هدايت عمومى را كه هدايت انسان نيز جزئى از آن است جزئى از برنامه خود مقرر داشته . و روشن است كه در كار آفرينش تناقض و خطا معنا ندارد و اگر احياناً سببى از هدف خود باز مىماند يا منحرف مىشود گناه خود آن سبب نيست بلكه مستند به تأثير سبب يا اسباب ديگرى است كه تأثير آن سبب را خنثى يا منحرف مىكند و اگر مزاحمت اسباب در ميان نبود هرگز سببى دو كار متضاد و متناقض نمىكرد و نه در كار خود خطا و انحراف مىپذيرفت . و از اين جا روشن است كه هدايت به سوى قانونى كه رافع اختلاف باشد كار عقل نيست ، زيرا همين عقل است كه به سوى اختلاف دعوت مىكند ، همين عقل است كه در انسان غريزه استخدام و حفظ منافع به طور اطلاق و آزادى كامل عمل به وجود مىآورد و اجتماع تعادلى را نظر به وجود مزاحم از راه اضطرار و ناچارى مىپذيرد و بديهى است كه در آفرينش يك نيروى عامل دو اثر متناقض - القاى اختلاف ، رفع اختلاف - از خود بروز نمىدهد . اين همه تخلفات و نقض‌هاى بىشمار نسبت به قوانين جاريه كه روزانه اتفاق مىافتد و گناه شمرده مىشود همه از كسانى سر مىزند كه داراى عقلند و گرنه گناه محسوب نمىشد و اگر عقل به قوانين رافع اختلاف هدايت مىكرد و به حسب غريزه با تخلف ميانه نداشت به تخلفات نامبرده رضايت نمىداد و از آنها ممانعت مىنمود . عامل اصلى اين تخلفات با وجود عقل اين است كه حكم عقل به پذيرفتن اجتماع تعادلى و رعايت قوانين متضمن عدالت اجتماعى از راه اضطرار و ملاحظه مزاحم