السيد الطباطبائي

105

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

جايى كه نفع بىمزاحم ديد حكم به لزوم فعل خواهد نمود و در جايى كه ضرر خالص يا ضرر مزاحم ديد حكم به لزوم ترك صادر خواهد كرد ( البته مراد ما از حكم و قضاوت عقل اين است كه ضرورى بودن فعل يا ترك را درك كند اما دعوت به سوى فعل يا ترك و خواستن يكى از آن دو در حقيقت كار عاطفه و احساسى است كه عقل روى خواست آن عمل درك را انجام مىدهد و نفع بىمزاحم فعل را تصديق يا تكذيب مىكند آرى چون اين درك‌ها اعتبارى و قراردادى است درك و قضاوت و حكم در آنها يكى است ، دقت كافى شود ) . 3 - نوع انسان به چه معنا اجتماعى است ؟ در اين كه نوع انسان در خارج اجتماعى است و پيوسته در حال اجتماع و دسته‌جمعى زندگى مىكرده و مىكند و افراد دست به دست همديگر داده با تعاون به رفع حوايج مىپردازند ترديدى نيست ، ولى آيا اين تعاون و همدستى را به مقتضاى طبع اولى مىخواهد و از اول مايل است كه فعاليت‌هاى خود را آميخته با ديگران انجام دهد و از مجموع محصول كار به حسب وزن اجتماعى كه دارد براى خود سهم بردار ؟ آنچه ما مىيابيم اين است كه طبيعت شخصى انسان حوايج و نيازمندىهايى دارد و عواطف و احساساتى نيز دارد كه با خواست‌هاى گوناگون خود قوا و ابزار خود را به كار مىاندازد و در اين مرحله از نيازها و خواست‌هاى ديگران بىخبر است . انسان براى رفع نيازمندىهاى خود از همه‌چيز استفاده مىكند ، در راه وصول به مقاصد خود از بسايط و مركبات زمين كمك مىگيرد اقسام نباتات و درخت‌ها را از برگ و ميوه گرفته تا ساقه و ريشه و انواع حيوانات و محصولات وجود آنها را به مصرف نيازمندىهاى خود مىرساند و همه را استخدام نموده از فوايد وجود آنها بهره برده نواقص خود را با آنچه به دست آورده تكميل مىكند . آيا انسانى كه حالش اين است و هرچه پيدا مىكند در راه منافع خود استخدام نموده از نتايج وجودش