السيد الطباطبائي
106
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
استفاده مىكند ، وقتى كه به همنوعان خود رسيد احترام گذاشته رويهاى ديگر پيش خواهد گرفت و از راه صفا دست تعاون و همكارى به سوى آنها دراز كرده و در راه منافعشان از بخشى از منافع خود چشم خواهد پوشيد ؟ نه هرگز . بلكه انسان از يك طرف نيازمندىهاى بىشمار خود را كه هرگز به تنهايى از عهده برآوردن همه آنها نخواهد درآمد حس مىكند و امكان رفع بخشى از آن نيازمندىها را به دست همنوعان ديگر خود درك مىنمايد و از طرف ديگر مشاهده مىكند كه نيرويى كه وى دارد و آرزوها و خواستهايى كه در درون وى نهفته است ديگران نيز كه مانند وى انسان هستند دارند و چنان كه از منافع خود دفاع مىكند و چشم نمىپوشد ديگران نيز همين حال را دارند . اين جاست كه اضطراراً به تعاون اجتماعى تن مىدهد و مقدارى از منافع كار خود را براى رفع نيازمندى به ديگران مىدهد و در مقابل آن مقدارى كه براى رفع نيازمندىهاى خود لازم دارد از منافع كار ديگران دريافت مىكند . و در حقيقت وارد يك بازار داد و ستد عمومى مىشود كه پيوسته سرپاست و همه گونه لوازم زندگى در آن به فروش مىرسد . و در نتيجه محصول كار جامعه روى هم ريخته مىشود و هريك از افراد به حسب وزن اجتماعى خود يعنى به مقدار ارزش كارى كه به جامعه مىدهد از محصول نامبرده سهم مىبرد و با سهمى كه برده نيازمندىهاى زندگى خود را رفع مىنمايد . از بيان گذشته روشن مىشود كه مقتضاى طبع اولى انسان كه منافع خود را مىخواهد اين است كه ديگران را در راه منافع خود استخدام كند و از بهره كار ايشان استفاده نمايد و تنها از راه اضطرار و ناچارى است كه به اجتماع تعاونى تن مىدهد . اين مسئله از مطالعه حال كودكان بسيار روشن است ، زيرا كودك هر چه دلش مىخواهد بىچون و چرا و به طور گزاف درخواست مىكند و درخواست خود را با گريه تأكيد مىنمايد و كمكم كه با بالا رفتن سن به صحنه اجتماع نزديكتر و به اوضاع