خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : شاهرودى )
72
جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2
شده و آن اينكه پسر عموى پدر و مادرى با اينكه دور تر است ، مانع ارث بردن عموى پدرى مىشود و نصيب او را مىگيرد « 1 » . البته اين استثنا به موارد ديگر سرايت نمىكند ؛ به عنوان نمونه اگر به جاى عمو ، عمّه يا به جاى پسر ، دختر باشد ، پسر عمو مانع عمّه و دختر عمو مانع عمو نمىشود ، بلكه براساس اصل و قاعدهاى كه پيش از اين ياد كرديم ، [ / الأقرب يمنع الأبعد ] بر عكس است [ يعنى عمه مانع پسر عمو ، و عمو مانع دختر عمو مىشود ] . درجه دوم : عموها و عمّههاى پدر و مادر ميت ، و دايىها و خالههاى پدر و مادر ميّت ، و پس از اينها فرزندانشان . درجه سوم : عموها و عمههاى پدر بزرگها و مادر بزرگهاى ميت ، و دايىها و خالههاى پدربزرگها و مادر بزرگهاى ميت ، و پس از اينها فرزندانشان . درجات ديگر نيز به همين قياس به دست مىآيد . اين طبقه ، طبقهء « أُولُوا الْأَرْحامِ » است . يك نفر از هر طبقه يا درجه - هر چند مؤنث باشد - مانع ارث بردن طبقات و درجات بعدى مىشود . كسى كه داراى يك رابطه با ميت باشد ليكن هم از جهت پدر و هم از جهت مادر ، به طور مطلق مانع ارث بردن كسى مىشود كه همان رابطه را تنها از جهت پدر داشته باشد ؛ همچنين مانع كسى مىشود كه همان رابطه را تنها از جهت مادر داشته باشد ؛ البته در « ردّ » مانع او مىشود ، نه در فرض [ « فرض » يعنى سهم قرآنى ؛ مثلاً سهم قرآنى يك كلاله 6 و سهم قرآنى كلالهء متعدّد 3 است ، و « ردّ » يعنى دادن مقدار زايدى بيش از سهم قرآنى به شخص ؛ لذا معناى عبارت اين است كه : مثلاً اگر كلالهء پدرى و مادرى با كلالهء مادرى جمع شود ؛ كلالهء مادرى سهم قرآنى خود را مىبرد و مقدار زايد به او داده نمىشود ] آن هم به شرطى كه از حيث دور و نزديك بودن به ميت يكسان باشند [ و گرنه كسى كه نزديكتر است ، ارث مىبرد و مانع ارث بردن دور تر مىشود ] . ليكن كسى كه دو رابطهء گوناگون با ميت دارد ، مانع ارث بردن كسى كه يك رابطه با
--> ( 1 ) . شهيد اول در لمعه ، ص 54 گفته است : « . . . اين حكم اجماعى و منصوص است و از حكم قاعده [ قاعدهء نزديكتر مانع ارث بردن دور تر مىشود ] استثنا شده است » .