خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : شاهرودى )
73
جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2
ميت دارد نمىشود ، بلكه اگر آن دو رابطه برابر باشند ، به جهت هردو رابطه ارث مىبرد ؛ بسان اين كه يك شخصى هم عموى ميت باشد و هم دايى ميت « 1 » . فصل : در اسباب و انواع آن سبب بر دو نوع است : زوجيت ، و وَلاء . زن و شوهر با همه طبقات جمع مىشوند ، و سهم قرآنى خود را - نه بيشتر دريافت مىكنند ؛ مگر در يك صورت : غير از شوهر هيچ وارث ديگرى وجود نداشته باشد كه در اين صورت زايد بر سهم قرآنى نيز به وى داده مىشود ، ولى به زن هيچ گاه زايد بر سهم قرآنى داده نمىشود . هرگاه پدر يا جدّ پدرى « 2 » - با وجود پدر - دو كودك را به عقد يكديگر در بياورند ، از يكديگر ارث مىبرند [ قيد « با وجود پدر » ظاهراً براى آن است كه بفهماند ولايت جدّ پدرى در عرض ولايت پدر است و حتّى با وجود پدر ، جد پدرى ولايت دارد . و امّا در فرضى كه پدر نباشد روشن است كه جدّ پدرى ولايت دارد ] . و اگر عاقد غير پدر و جدّ پدرى باشد ، از يكديگر ارث نمىبرند مگر بالغ شوند و عقد را امضا كنند ؛ حال اگر يكى بالغ شود و عقد را امضا كند ، عقد از جانب وى لازم است و اگر بميرد ، سهم ديگرى تا زمان بلوغ كنار گذاشته مىشود تا اگر او نيز عقد را امضا كرد و قسم خورد كه به طمع ارث عقد را امضا نكرده است سهم ارث به وى داده شود . اگر مردى بيمار در بيمارى عادى يا بيمارى خطرناك ، زنى را عقد كند و پس از نزديكى يكى از آنها بميرد ، ارث برقرار است ، ولى اگر مرد پيش از نزديكى « 3 » بميرد ، برخى از
--> ( 1 ) . بسان اين كه مردى يك برادر مادرى داشته باشد و آن برادر يك خواهر پدرى داشته باشد يا بر عكس ، آن گاه آن مرد با خواهر برادرش ازدواج كند و بچهاى به دنيا آورد . در اين جا برادر آن زن هم عموى آن بچه است و هم دايى وى . ( 2 ) . در برخى نسخهها اين عبارت اضافه شده است : « نه جدّ مادرى آن دو كودك » . ( 3 ) . در برخى نسخهها اين عبارت اضافه شده است : « در بيمارى بدون حصول بهبودى » .