خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : شاهرودى )
107
جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2
عددى كه سهام به آن اضافه مىشود را « اصل مال » و « مخرج سهام » مىنامند [ مثلا « 2 » درمثال ياد شده را اصل مال يا مخرج سهام مىگويند ] « 1 » . از آنجا كه تصحيح كسرها بر اساس علم حساب مىباشد و اين علم ، اصل در اين باب است ما اين قاعده را از آن علم ذكر مىكنيم . قاعده را در يك مقدّمه و سه فصل بيان مىكنيم : مقدّمه [ دو عدد را وقتى باهم مقايسه مىكنيم از چهار حال بيرون نيستند ؛ به اين بيان : ] يا مثل يكديگر هستند كه در اين صورت « متساويان » ناميده مىشوند . يا مثل هم نيستند كه در اين صورت « مختلفان » نام دارند . مختلفان هم يا چنيناست كه عدد كوچكتر عدد بزرگتر را مىشمرد [ / عدّ مىكند ] و فانى مىسازد كه در اين صورت « متداخلان » ناميده مىشوند . يا آن را فانى نمىكند ؛ در اين صورت يا عدد سومى كه بزرگتر از يك باشد و عادّ آن دو باشد ، وجود دارد كه « متشاركان » ناميده مىشوند . و آن عدد سوم ، مخرجِ كسرِ مشتركِ ميان دو عدد است « 2 » . يا عدد سومى كه عادّ آن دو باشد وجود ندارد ؛ دراين فرض « متباينان » نام دارند . تتمّهء مقدمه [ پيرامون كيفيّت بدست آوردن نسبتهاى چهارگانه فوق ] اگر دو عدد گوناگون داشته باشى و بخواهى نسبت ميان آن دو را بدست آورى عدد كوچكتر را از عدد بزرگتر دو يا چند بار كم كن تاعدد بزرگتر فانى شود [ / تمام شود ] يا
--> ( 1 ) . عين اين عبارت در جواهر ، ج 39 ، ص 333 نيز نقل شده است . ( 2 ) . به كسر مشترك ، وِفْق آن دو عدد مىگويند و به مخرج آن كسر « عادّ » آن دو عدد مىگويند .