خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : شاهرودى )
92
جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2
[ ارث انسان دو سر ] اگر شخصى داراى دو سر بريك كمر باشد [ براى به دست آوردن اين كه آيا دو نفر است يا يك نفر چنين آزمايش مىشود : ] پس از خوابيدن ، يكى از آنها را به آرامى بيدار مىكنيم ، اگر هر دو بيدار شدند ، حكم مىكنيم كه يك نفر هستند و ارث يك نفر به او داده مىشود و اگر تنها يكى بيدار شد ، حكم مىكنيم كه دو نفر هستند و ارث دو نفر را مىبرند . [ ارث فرزند زن لعان شده و زنا زاده ] از فرزند زنى كه لعان شده باشد ، پدر و بستگان پدرى ارث نمىبرند . ولى اگر پدر پس از لعان [ به جهت نفى ولد ] به بچه اعتراف كند يا سخن پيشين خود را [ كه نفى ولد كرده بود ] تكذيب نمايد ، فرزند از پدر ارث مىبرد ، هر چند از نزديكان پدرى ارث نمىبرد . البته اين تفصيل جاى بحث دارد . در فرع ياد شده فرزند از مادر و بستگان مادرى ارث مىبرد ، چنان كه مادر و بستگان وى نيز از او ارث مىبرند . زنا زاده از هيچ كس ارث نمىبرد و جز فرزندان و همسر وى كسى از او ارث نمىبرد . [ حكم انسان پيدا شده و انسان مشكوك ] التقاط سبب برقرارى توارث ميان انسان پيدا شده و پيدا كننده نمىشود ، و نيز نزد برخى اصحاب ميان فرزند مشكوك و پدرش رابطهء توارث وجود ندارد « 1 » .
--> ( 1 ) . شيخ طوسى در خلاف ، ج 3 ، ص 594 مىگويد : « اگر لقيط [ كودكى كه در راه افتاده و از سر راه وى را برداشته اند ] بميرد و وارثى نداشته باشد ، ارث به جا مانده از وى از آن بيت المال است . همهء فقيهان چنين فتوا دادهاند . دليل ما اجماع فرقهء اماميّه است . گروهى [ از اهل سنت ] گفتهاند : ارث لقيط از آن مُلتقط [ يابنده ] است » . شيخ طوسى در نهايه ، ص 681 - 682 گفته است : « فرزند مشكوك . . . سزاوار نيست كه به پدر خويش به لحوق صحيح ملحق شود ، بلكه بر پدر سزاوار است وى را تربيت كند و بر او انفاق نمايد ، و آن گاه كه مرگش فرا مىرسد ، مقدارى مال در حدّ نياز و شأن وى براى او كنار بگذارد ، و پس از