سيد ابراهيم سيد علوى

25

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )

لياقت زايد الوصف برخوردار نبود ، و چنان كه مىبايد از فقه و احكام اسلامى آگاهى كامل نمىداشت ، هرگز در بغداد بزرگترين مركز علمى و دينى دنياى اسلام ، با وجود انبوه دانشمندان نامى و امراى با كفايت ، چنين مناصب عالى را احراز نمىكرد . جالبتر اين كه سيد رضى ، اين مناصب مهم را در زمان پدر نامدارش ظاهر ذو المناقب ، و برادر بزرگوارش سيد مرتضى دانشمند بلند آوازهء عصر ، و استادان عاليقدرش همچون شيخ مفيد مرجع اعلم فقه و فتوا و ساير بزرگان عامه و خاصه ، عهده‌دار بوده است . او در كنار اين مقامات و مناصب برجسته كه گاهى هر سه را داشت ، و زمانى به نفع پدر از يكى يا دو تاى آنها كناره مىگرفت يا عزل مىشد و مجددا آن را تصاحب مىكرد ، به تدريس و تأليف و تصنيف كتابهاى نفيس ، و سرودن آن همه اشعار آبدار در كليهء فنون آن ، و نگارش رسائل رسا و شيوا كه ديوان و رسائلش هر كدام در سه جلد تدوين يافته اشتغال داشت . نابغه نامى ما ، چندان كه در انديشه علم و دانش و كسب فضائل اخلاقى و هنر و ادب بود ، شيفته پست و مقام نبود . بلكه پست و مقام را به خاطر خدمت به خلق و بزرگداشت دين خدا به عهده گرفته بود . به همين جهت مىبينيم وقتى به خاطر شعرى كه به ياد خليفه علوى مصر عمو زادهء خود گفته بود ، توسط القادر ، خليفه عباسى از مناصب سه گانه‌اش عزل شد ، طى قصيده‌اى گفت : فلئن صرفت فلست عن شرف العلى * و مقاعد العظماء بالمصروف و لئن بقيت لكم فإنى واحد * ابدا اقوّم منكم بالوف - اگر مرا از اين مناصب باز داشتند ، ولى از شرافت و الا ، و جايگاه با عظمتى كه دارم ، باز نمانده‌ام . - و چنانچه زنده ماندم ، خواهيد ديد كه يك تنه ، همواره در مقابل شما ، حكم هزار نفر را دارم ! ! حضار محترم ! سيد رضى قصائد بسيارى راجع به دوستان خود و خلفا و امراى عصر از بنى عباس و آل بويه گفته است كه همگى جنبه پاداش محبتهاى آنان را داشته ، و يا از عواطف سرشار وى سر چشمه گرفته ، و هيچكدام مانند قصائد و مدائح ساير شعرا به خاطر تملق گوئى و چشمداشتى از آنها نبوده است . در صورتى كه اكثر شعرا ، مدح را وسيلهء كسب مال قرار مىدادند ، و دانشمندان كتابها