الفيض الكاشاني

مقدمه 34

مجموعة رسائل ( فارسى )

بى مراد . بى مُراد تو شود ريشت سفيد * شرم‌دار از ريش خوداى كج اميد « 1 » « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ » « 2 » . تأمّل كن در امرى كه بر آن عزم نمودى و سعى بسيار در تحصيل آن به كار فرمودى و آخر آن بفعل نيامد و بدان كه اگر امر در دست تو مىبود آن امر مىشد و بوجود مىآمد پس كار در دست ديگرى است و مدبّر امور ، از مثل تو عالى ترى است : « أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ » « 3 » . من اگر خارم وگر گُل چمن آرايى هست * كه از آن دست كه مىپروردم مىرويم « 4 » ديگر آنكه چون در ورطهء عُظمى مثل غرق يا حَرق يا امثال آنها افتادى و از جميع خلايق مأيوس گشتى و مدد همه را به يكسو نهادى مىبينى كه چون دلت متعلّق مىشود به رهانندهء قادرى و چگونه استغاثه مىنمايى به فرياد رسندهء

--> ( 1 ) - مثنوى مولوى . و در آن : « اى كژ اميد » . ( 2 ) - الحجّ : 73 . : « بى شكّ كسانى كه به جاى خداى يكتاى مىخوانيد مگسى را نتوانند آفريد گرچه همگى براى اين كار گرد آيند ؛ و اگر مگس چيزى از آنها بربايد بازستاندن آن نتوانند ؛ طالب و مطلوب هر دو بيچاره و ناتوانند » . ( 3 ) - الأنفال : 24 . : « به درستى كه خدا ميانِ مَرد و دلِ او حائل مىشود » . در تفاسير اين آيه اين گونه بيان شده : خدا ميان مرد و مراد دل او جدايى مىافكند . و : « گردش دلها و فكرها به دست خداست » . و : « خداوند به بندگان از خودشان نزديكتر است » . و : « خداوند در همه جا حاضر است و به موجودات احاطه دارد » . ( 4 ) - ديوان حافظ . و در برخى نسخ ديوان : « كه از آن دست كه او مىكشدم ميرويم » .