الفيض الكاشاني

شرح صدر 30

مجموعة رسائل ( فارسى )

و غير آن ، چه پدر و جَدّ بدين علوم مشغول مىبوده‌اند و به گوشه نشينى و صلاح مخصوص بوده‌اند ، چنان كه [ هرگز ] دامن عزّت ايشان به گَرد فضول دنيا آلوده نبوده و پاى عزلتشان به خار خار [ خار ] تردّد در تحصيل حُطام نفرسوده . بعد از انقضاى بيست سال از عمر براى تحصيل زيادتى علم و خصوصاً علوم دينيّهء باطنه به مقتضاى « اطلبُوا العِلمَ وَلَوْ بِالصِّينِ « 1 » » اختيار سفر كرده متوجّه اصفهان شد و در آنجا به خدمت جمعى از فضلا - كثّر اللَّهُ امثالَهُم - مشرّف گرديد [ ه ] استفاده‌ها نمود [ ه ] . امّا كسى نيافت كه از علم باطن خبرى داشته باشد . برخى از علم رياضى و غيره آموخت . پس به جهت تحمّل حديث به اسناد و عنعنه « 2 » و تصحيح به شيراز رفته ، به خدمت فقيه عصر كه متبحّر در علوم ظاهره بود ، أعنى سيّدِماجِد بن هاشم صادقى بحرانى « 3 » تَغَمَّدَهُ اللَّهُ بِغُفرانِهِ رسيد و از خدمتش به سماع و قراءت و اجازهء شطرى معتدٌّ به از حديث و متعلّقات آن استفاده نمود [ ه ] تا آنكه فى الجمله بصيرتى در علم حلال و حرام و ساير احكام حاصل [ كرده ] از تقليد كسان مستغنى شد . پس به اصفهان رجوع نمود [ ه ] به خدمت شيخ بهاء الدّين محمّد عاملى - قُدّس سِرُّهُ - رسيد ، و از ايشان نيز اجازهء روايت حديث گرفته راه حجاز پيش

--> ( 1 ) - از رسولخدا صلى الله عليه و آله نقل است كه فرموده : « به دنبال علم و دانش برويد هر چند تا مسافت كشور چين را بپيمائيد » . ( 2 ) - تكرار كردن « عن فلان » در روايت ، و اين سه از اصطلاحات علم الحديث است . ( 3 ) - او ماجد بن هاشم بن على الحسينى الإمامى معروف به سيّد بحرينى است ، او سيّدى محقّق و مدقّق و شاعر و اديب و در جودت تصنيف كم نظير است و اشعار و خطبى دارد ، و گفتنى است ميان او و شيخ بهائى مودّت بود ، و شيخ سيّد را مىستود ، و از آثار اوست : رسالة في مقدّمة الواجب ، الرّسالة اليوسفيّة ، و سلاسل الحديد ( قصيده ) . وفات او در شيراز به سال 1022 يا 1028 بود و مدفن وى در شاه چراغ است .