الفيض الكاشاني
شرح صدر 31
مجموعة رسائل ( فارسى )
گرفت ، چه أمارات استطاعت حجّ در آن اوان رو مىنمود ، پس به شرف اداى حِجّة الاسلام و زيارت سيّد أَنام و أئمّهء معصومين - عليهم السّلام - مشرّف گرديد ، و در آن سفر به خدمت شيخ محمّد بن شيخ حسن بن شيخ زين الدّين عاملى « 1 » طابَ اللَّهُ ثراهُم رسيده از ايشان نيز اجازهء نقل حديث گرفته مستفيد شد . و در حين مراجعت از آن سفر به سبب قاطعان طريق مصيبتى چند رو داد ، و برادرم به دست ايشان كشته شد ، برادرى كه از جان بسى عزيزتر بود ، در سنّ هيجده سالگى به مرتبهء اجتهاد رسيده بود ، و با كمال ذَكا مرتبهء قُصوى از تقوى جمع كرده ، و با فهم درست و سليقهء راست كمالِ وُقُود « 2 » ذهن و جودتِ طبع داشت ، و به استغراق در مطالعه و فكر دقيقهاى از دقايقِ سنن و آداب شرعيّه فرو نمىگذاشت ، در موافقت [ و مناسبت و مؤالفت ] و مؤانست با بنده به حدّى بود كه گويى يك روح بوديم در دو بدن ، همدرس و همدرد [ و ] همراز و همراه ، رفيق و شفيق ، انيس و مونس ، همدم و محرم ، نصير و ظهير ، طابَ اللَّهُ ثَراه و جَعَل الجَنَّةَ مَثواهُ . ز پيش من برفت او با دل صد جاى ريش من * ز حسرت در « 3 » فراقش چون غريبان دروطن گردم خيالش چون به بَر گيرم ز سر تا پاى گردم او * ز خود بيرون روم از خويشتن بىخويشتن گردم « 4 »
--> ( 1 ) - وى فرزند شهيد ثانى - رضوان اللَّه تعالى عليهما - معروف به شيخ محمّد سبط العاملى است ، از آثار اوست : شرح تهذيب الأحكام ، و شرح الاستبصار ، و غير آن دو . ( 2 ) - به ضمّ واو و قاف : افروخته شدن ، شعلهور شدن در آتش . ( 3 ) - ج : « از » . و در ديوان مطابق متن است . ( 4 ) - از ديوان مؤلّف رحمه الله . و در آنجا « به پيش من برفت » به عنوان نسخه بدل ثبت شده است .