الفيض الكاشاني

شرح صدر 29

مجموعة رسائل ( فارسى )

« مقالهء ثانيه » « در شرح بعضى از احوال پريشانى خود در اين‌دار ابتلاء » دوستان شرح پريشانى من گوش كنيد * قصّهء بىسر و سامانى من گوش كنيد « 1 » منّت خداى را عزّوجلّ كه اين بندهء خود را در اوانِ صبا « 2 » شور تحصيل كمال در سر افكند و دردِ طلب در دل پديد آورد و اخلاص نيّتى كرامت فرمود تا اين نِعَم ثلاث ، سفرِ راهِ حقّ را به منزلهء زاد شود ، چنان كه عمر به منزلهء راحله است . پس توفيقى ارزانى داشت كه از مبدأ امر تا حال كه عمر از « 3 » پنجاه و هشت سال گذشته ، هر وقتى از اوقات كه به مالايَعْني صرف مىشد يا در غير سلوك راه [ حقّ ] بسر مىآمد غَبْنى عظيم مىشمرد ، ولا فَخْرَ . چندى در خدمت خال بزرگوار خويش كه ممتاز عصر خود بود « 4 » ، در كاشان كه وطن اصلى بود ، به تحصيل علوم دينيّهء ظاهره اشتغال [ داشت ] ، از تفسير و حديث و فقه و اصول دين و آنچه موقوفٌ عليه اين علوم است از عربيّت و منطق

--> ( 1 ) - ديوان وحشى بافقى ( قرن دهم ) . از آثار اوست : فرهاد و شيرين ، ناظر و منظور ، خلد برين ، و گزيدهء اشعار . ( 2 ) - طفوليت . ( 3 ) - الف و ب : « از عمر » . ( 4 ) - وى فرزند ضياء العرفاى رازى از علما و عرفاى رى بوده است .