الفيض الكاشاني
شرح صدر 25
مجموعة رسائل ( فارسى )
مىدهد و علماى دنيا كه ابناى دنيااند نمىتوانند ديد [ كه ] دنيا كه معشوق ايشان است با ديگرى باشد . و آنچه وسيلهء طعن ايشان تواند شد و دست آويز آن جماعت در اين امر تواند گرديد « 1 » دو عيب شنيع است كه از كلمات و اوضاع « 2 » اين طايفه ناشى شده : يكى آنكه چون از سر ذوق و مستى حال [ خود ] سخنى چند بلند گفتهاند كه ظاهر آن كفر مىنمايد جماعتى از اهل بطالت كه از طبيعتِ حيوانى نگذاشتهاند ظاهر ايشان به معصيت آلوده و باطن به انواع بغض و حسد و خبث آكنده ، آن سخنان را دست آويز مىكنند و مىگويند همه چيز خداست - عياذاً باللَّه « 3 » - ملحد و زنديق مىشوند ، مىپندارند كه اشعار و ابيات بزرگان اين « 4 » معنى دارد [ و ] چنان اظهار مىنمايند كه ايشان نيز اين مذهب دارند . و جمعى از عزيزان گمان مىبرند كه مگر راست است ، چرا كه از فقهاى ظاهر تكفير ايشان مىشنوند و از اين طايفه اين حركتها مىبينند هر آينه منكر مىشوند . و حقّ به طرف ايشان است كه سخن بزرگان بغايت مشكل است و افعال و احوال اين قوم كه خود [ را ] بر ايشان مىبندند بغايت قبيح و شنيع . عيبِ ما نيستگر نمىبينيم * گوهرى در ميان چندين خَس « 5 » و يك عيب ديگر آن است كه جمعى صورت اين بزرگان بر خود راست
--> ( 1 ) - الف : « تواند گرديد در آن امر » . ب : « تواند گرديد در اين امر » . ( 2 ) - ج : « اوضاع و كلمات » . ( 3 ) - ج : « العياذ باللَّه » . ( 4 ) - الف : « آن » . ( 5 ) - ديوان اوحدى مراغهاى . وى از شاعران متصوّف قرن هشتم هجرى است . آثار بجاى مانده از وى عبارت است از : « جام جم » ، « منطق العشّاق » و ديوان اشعار .