الفيض الكاشاني
شرح صدر 26
مجموعة رسائل ( فارسى )
مىكنند « 1 » و در گوشهاى مىنشينند و با ايشان جماعتى از اهل جُربُزه « 2 » و محيلانِ دنياپرست اتّفاق مىكنند و از ايشان سخنان به مردمان مىرسانند كه « چندين رياضت مىكشد ، چنين كرامات كرد « 3 » و چنان از غيب خبر داد ! » . و چون در مجالس متعدّده از اشخاص مختلفه اين سخنان شنيده شد در خاطر بعضى از عزيزان اعتقاد به آن شخص پيدا شد ، و فساد در دماغ او راه يافت و [ فتنهء ] بسيار از اين ممرّ در ملكت دين [ و دنيا ] پيدا آمد . [ و ] اين دو طايفهاند كه سبب بدنامى بزرگان دينند . پوشيده مرقّعند ازين خامى چند * بر بسته ز طامّات « 4 » الف لامى چند نارفته رَه صِدق و صَفا گامى چند * بد نام كنندهء نكو نامى چند « 5 » سؤال : اگر كسى گويد چرا حَسَد و بَغضا « 6 » در اهل علم بيشتر از اهل ساير حِرَف و صناعات است ؟ جواب گوييم : اوّلًا ، به جهت آنكه علم غذاى روح است ، چنان كه طيّبات
--> ( 1 ) - يعنى آن را به خود نسبت مىدهند . ( 2 ) - جربزه - به ضمّ جيم و با - : فريبنده . و محيل : چاره كننده . ( 3 ) - اصل و ج : « چنين كرامات گفت » . ( 4 ) - جمع طامّه : معارفى كه صوفيان بر زبان رانند و در ظاهر گزافه به نظر آيد . ( فرهنگ عميد ) ( 5 ) - ديوان بابا افضل . و در آنجا اين گونه نقل شده : پوشيده مرقّعند اين خامى چند * نا رفته ره صدق و صفا گامى چند نگرفته زطامّات الف لامى چند * بدنام كنندهء نكونامى چند و آن را به خيّام نيز منسوب داشتهاند . ( 6 ) - الف و ب : « بغض » . و بَغْضاء : كينه ، دشمنى .