إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 77

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

ستاره جوهر از آسمان مضارب او چون آفتاب طلاقت از چهرهء روشن او درفشان » ص 427 « گزى چند كرباس بيرون آورد كى از غايت سخافت با نسج عنكبوت مجارات ميكرد و از ضعف تاروپود با عقل فرتوت مبارات مىپيوست » ص 128 ايضا رك ص 98 وصف صياد - 122 چراگاه - 123 خشم شبان - 142 زن زيبا - 147 زيبائى و هواى شهر - 149 دختر پادشاه - 154 باغ - 156 زن زيبا - 174 طلوع صبح - 174 دكان بزاز - 176 جوان - 213 دخترى جوهر نام - 218 مرغزار - 224 آبگير - 229 شير - 384 زن - 359 اسب - 453 هيبت جذيمه - 459 صبح - 471 كنيز پادشاه كشمير - 498 كوه - 523 زن - 528 مرغزار - 556 پسر باغبان - 564 شب . روش كتاب در نسخ كهن فرائد السلوك قاعدهء متبوع و مطرد در استعمال دال و ذال در سراسر كتاب رعايت شده و هرجا پيش از حرف دال ، حرفى متحرك و يا يكى از حركات مركب ( حروف مده ) درآمده ، به صورت ذال مكتوب گرديده است : « . . . خرذ جوهرى ربانى و گوهرى نورانى است . خرذ رهنماى و خرذ دلگشاى * خرذ دست گيرذ بهر دو سراى و هرگز در هيچ دلى رخت ننهذ الا كى تخت او بخت بر سفت كشذ و در هيچ سينه وطن نكنذ الا دفينهء مخزن الهى گردذ » ص 114 حروف ويژهء پارسى يعنى پ ، چ ، ژ ، گ بر خلاف بسيارى از كتابهاى قرون بعد به صورت اصلى مانده و به حرفى ديگر بدل نگشته است و شايد با توجه به رعايت استعمال د ذ دخالت نساخ درين حروف مؤثر بوده است : « ما بدهن اژدهاى اين واقعه نه چنان فرورفتهءيم كى روى رستگارى در آينهء خرذ ممكن باشذ و نهنگ اين حادثه ما را نه از آن‌سان بيوباريذه است كى امكان خروج در حيز هستى آيذ . » ص 122 در كلمات مختوم به هاء غير ملفوظ ( بدل حركت ) در جمع با « ها » اين حرف از آخر كلمات حذف گرديده است : « پذر بارها او را سرمايهاى گران و مالهاى بىكران داذه بوذ . عشق ذاتى او در تفرقه آن مال تعبيها ساخته بوذ » ص 383 « كودكان زمانى چنانك آئين ايشان باشذ گرد بهانهاى فاسد مىگشتند » ص 404 « و سنان صعلوك وش از براى جوهر جان نقب در خزائن سينها زذ . . . و خدنگ عقاب پرواز بصيد كبك روان در سينها روان شذ » ص 544 چون در آخر اين نوع كلمات ياء وحدت يا نكره درآيد ، گاهى پيش از ياء ، همزهء قطعى ( ء ) درمىآيد تا حركت مابعد آن ظاهر گردد و گاهى نيز به آوردن همزه