إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 78

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

اكتفا شده و درين رسم الخط به صورت قراردادى و با توجه به موقعيت حرف ياء اين حرف تلفظ مىگردد . اين قاعده در ماضى نقلى و جمله‌هاى استادى نيز متبع است : « گفت چه قضيهءيست تا گزارده شوذ » ص 120 « ما بدهن اژدهاى اين واقعه نه چنان فرورفتهءيم » ص 131 « و هركس كى او را در اوقات سختى از براى قوت ذخيرهء حاصل شذ » ص 133 « هركس كى او را نوباوهء بردى از ميوهءى كه زودتر فرارسيذى يا تحفهء از طرائفى كى در آن طرف يافته نشذى . . . » ص 431 « در تك فلك سمند ترا چون بديذ گفت * تو مركب سباق نهءى غول فدفدى » ص 436 نكات دستورى - نويسنده فرائد السلوك در نگارش كتاب خود را پيرو شيوه و طرز نصر الله بن محمد در كليله و دمنه و ظهيرى سمرقندى در سندبادنامه ، مىداند . و البته اين اعتراف شامل معانى و روش گفتار و استخدام الفاظ و ساختمان كلى واحدهاى زبانى مىگردد و بناچار در همهء موارد هماننديهاى زيادى در ميان اين كتابها وجود دارد و در بسيارى از مواضع شدت شباهت كار تميز و تشخيص را در صورت نبودن قرائن ، بر خواننده دشوار مىسازد اما فرائد السلوك با اين تأثيرپذيرى ، ويژگيهائى بدين شرح دارد . در اسمهاى اشاره « اين - آن » اگر مشاراليه آدمى است بعد از آن « ك » و در غير اين صورت « چ » درمىآيد و درين موارد معمولا « ه » بدل حركت بدنبال آن نيامده است . « اگر قصهء من بدانى و از غصهء من طرفى استماع نمائى بدينچ با من رفت همداستان نباشى » ص 138 « فرموذم كى درين معنى آنچ مطلوبست حسن صورتست و آنچ مرغوب است . . . » ص 180 « . . . متفق الكلمه شده بر آنك از سپاهى و لشكرى . . . هيچ آفريده بفلان بزاز نمانذ » ص 180 ايضا رك ص 215 - 221 - 223 - 250 - 362 - 503 - 492 - 477 - 236 - 232 اما در رابطه هميشه به صورت « كى » و « چى » مستعمل است هرگاه بر ك و چ اسم مبهم هر يا قيد چنان و چنين مقدم گرديده به صورت « هرك » و « هرچ » و « چنانك » و « چنانچ » به كار رفته است . هرچ زودتر جهان از هر دو خالى بايذ كرد » ص 562 « و گفتى كس به بام من نيايذ چنانك من به بام كس نرفتم » ص 562