إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 63
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
آرايشها : نويسندهء فرائد السلوك ، خود ، در كتاب متذكر آراستگى نثر آن به صنايع و بدايع شده است : « . . . كتابى سازم و آن را موشح گردانم بعبارات لطيف و استعارات خوب و حكايات عجيب و امثال نادر » ص 81 و يا « من بنده در آرايش اين عروس چه مشاطگى زيبا كردهام و در جلوهء اين كريمه باستاذى چه بدايع به كار برده » ص 592 . اما استفادهء از آرايشها و تزيين سخن به قدرتنمائى و فضلفروشى نينجاميده است و هيچگاه توسل به صنايع بديعى ، معانى و مفاهيم را تحت الشعاع بازى با الفاظ در نياورده و آن را قربانى لفاظى نكرده است و درر مضامين و غرر مفاهيم را بنيكوتر صورتى در رشتهء الفاظ كشيده و چون عقدى ثمين در گردن عروس عبارت درآورده است . ابداع در بيتى از شعر و يا فقرهاى از نثر و چهبسا در كلمهاى ، از صنايع و آرايشهائى چند يارى گرفتن و عروس سخن را به بهتر صورتى و نيكوتر زيب و زيورى عرضه داشتن است « هوان يأتى الشاعر فى البيت الواحدة بعدة انواع او ، فى القرينة الواحدة من النثر . و ربما كان فى الكلمة الواحدة ضربان من البديع » 92 . نويسنده فرائد السلوك در برخى از تعبيرات و توضيحات ، درينباره نهايت هنرمندى و استادى را از خود بروز داده است . « اين نازنين رسم چنان ساخته بوذ و عادت چنان كرده كى فصل بهاران چون اعتدال هوا بنفحات صباجان در قالب ناميه دميذى و نقشبند طبايع بواسطهء فيضان نور روح در بدن نبات سرشتى از اعتدال هوا حكم جانور گيرذ * اگر بنوك قلم صورتى كنند نگار با كنيزكى چندكى از خجلت لطافت عذار ايشان گل از كلهء زمردين روى بر عرصهء بستان نيارستى نهاذ و از تشوير طراوت رخسارهء گلرنگ ايشان لاله از تتق عقيقين قصد افق چمن نيارستى كرد فى خرد عزب اكفالها رجح * هيف حملن على الكثبان اغصانا از شهر و خانه ملول شذى و بباغ و بوستان كاشانه ساختى و در چمن با چمانه و مى مغانه و روذ و سروذ و عيش و سرور و لهو و طرب روزگار مىگذاشتى تا آنگه كى عذار ارغوانى باغ زعفرانى گشتى و مقدمهء دى و بهمن بر عروسان چمن تاختن آوردى و حلهء سبزرنگ باغ بچاذر سپيد كار سحاب مبدل شذى و صدرهء مشكى اشجار بقباى كافورى معوض گشتى » ص 150 ازين دست عبارات در كتاب فراوان است و هر منصفى در برابر زيبائى لفظ و طنازى گفتار انگشت حيرت به دندان مىگزد و زبان به آفرين مىگشايد و درين شيرينكرداريها و شكرگفتاريها كمتر كسى از دبيران و مترسلان را طاقت