إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 4

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

عروس زيبا و ساده و بىنياز از پيرايه و حلى و حلل را استادانه ، هفت قلم بياراست و با ناز و خرام در جلوه و رفتار آورد و مردم جهان را مبهوت آن ساخت . متأسفانه درين ميان برخى از خواستاران اين كريمهء ستيره و خاطبان اين دلارام ، اصالت وجودى و زادگاه و پرورش جاى او را در طاق نسيان نهادند و دل از دست داده ، با فريفتگى بدان خيره گشتند و خطوخال و گلگونهء آن عروس ، پرده‌اى رنگين در جلو چشم ايشان بياويخت و از انديشيدن به اصل و روزگار وصل خويش ؛ بازداشت و اين فريفتگى و بدنبال آن فراموشى اصالتها ؛ ضربه‌اى بسيار سخت بر پيكر تلاشهاى بنيادى زد و جامعهء مستعد و جوهرى ما را از دنبال كردن فعاليتهاى ثمربخش مانع گشت و به توقف و اتلاف وقت دچار گردانيد . در زمان شكوفائى علوم و فنون ، در گسترهء سرزمينهاى اسلامى و فتح قله‌هاى رفيع و دست‌نايافتنى دانش بدست مسلمانان ، غرب حتى گامى هرچند كوتاه برنداشته بود . « هنگامى كه هارون و مأمون گنجهاى فلسفه يونان و ايران را مىشكافتند ، معاصران غربى ايشان يعنى شارلمانى و درباريانش براى نوشتن نام خويش سردرگم بودند . » 2 دانشمندان مسلمان در آغاز ، همراه با فعاليتهاى خستگىناپذير در زمينهء ترجمهء منابع تحقيق ، از زبانهاى ملل مغلوبه ، به زبان تازى و طرح و تحليل مسائل عميق و دقيق فلسفى و گسترش زمينهء مباحث ادبى و توجه به علوم قرآنى و تأليف و تصنيف‌هاى متعدد ، درين معانى ، با عنايت به علوم و فنون جديده ، در رشته‌هاى مختلف علمى نيز پيشرفتهائى شايان داشتند . « . . . . چه مسلمانان قرن يازدهم در طب ، فلسفه ، رياضى ، گياه‌شناسى و مسائل ديگر به جائى رسيده بودند كه بعد از آن حتى يكقدم درين زمينه برداشته نشد . » 3 البته اين قول يك ادعاى بىپشتوانه نيست و درين مورد شواهد و بينه‌هاى بسيارى در منابع مختلف تحقيقى و در سينهء بىكينهء كتابها نقش بسته و از نسلى به نسلى ديگر رسيده است و درين ميان ، رابطهء مسلمانان را با گذشته‌هاى روشن و غرورآفرين آنها حفظ كرده است . چون در ميان آوردن برخى ازين شواهد ، از سوئى باعث آگاهى و حيرت و از ديگرسوى ، براى هر مسلمانى تحسين‌انگيز مىباشد ؛ بناچار جسته گريخته به پاره‌اى از آنها اشارتى مىرود : « . . . عربها كتابهائى در طب تأليف نمودند كه پيش از آن سابقه نداشته است . مثلا يوحنا بن ماسويه نخستين كسى است كه كتابى راجع به جذام نوشته است و ابو بكر رازى نخستين پزشكى است كه راجع به حصبه و آبله كتاب مخصوصى تأليف نموده است . و علاوه بر اين اطباى عرب فرهنگهاى جامعى در علم طب تأليف كرده‌اند . » 4 البته مراد از عرب ملتهاى مسلمان مىباشد و چنان كه ملاحظه ميگردد اكثر نامها ايرانى است . « . . . و هم كتابى بعنوان « ده مقاله » دربارهء چشم منسوب بشاگرد او حنين بن