إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 36

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

« و عشق آنگه خالص گردذ و سودا آنگه محقق شوذ كى نفس از صورت خوذى بيرون آيذ و به كلى او را گردذ و او را بينذ . انا من اهوى و من اهوى انا * نحن روحان حللنا بدنا فاذا ابصرتنى ابصرته * و اذا ابصرته ابصرتنا ص 396 و نيز در قسمتى از باب هفتم يعنى داستان بشر بازرگان و سفر وى به سرزمين هندوستان در جستجوى داروى حيات‌بخش و همنشينى با پيرى روشن - ضمير ، به توضيح و تحليل اصول تصوف پرداخته و به صورت پرسش و پاسخ در ميان بشر بازرگان و پير عزلت‌گزيده در واقع در جاى آن پير نشسته و يك دوره اصول تصوف و عرفان نظرى را در لباس داستانى دل‌انگيز به رشتهء بيان درآورده و تعليماتى كامل و در نهايت سادگى بيان داشته است . درين گفتار از سخنان سراپا رمزوراز آميخته با اصطلاحات و شطحيات دور از ذهن خبرى نيست و نويسنده در جامهء پيرى دل از جهان برگرفته و انسانى كامل ، طالبان وادى حقيقت و معرفت را مرحله به مرحله تا وادى حق اليقين رهبرى كرده و هدهد صفت خيل سالكان طريق الى الله را تا به قاف وصال و قرب سيمرغ حقيقت قائد گشته است اين قسمت از بهترين قسمتهاى كتاب است و بىگمان اين معانى و مفاهيم با سادگى و بلندى خود به مقدار و پايهء نسبى فرائد السلوك افزوده و نسبت به كتابهاى ديگر داستانى در مرتبهء بالاترى جاى داده است . رك باب هفتم از ص 492 تا 512 . نام و موضوع كتاب در مباحث پيشين در ضمن بيان مسائل مربوط به فرائد السلوك به نام و موضوع آن نيز ، اشارتهائى - هرچند كوتاه - در ميان آمد . اما چون نويسنده ازين موارد ، در كتاب بوضوح ياد كرده است ، بهتر است اين نكته‌ها با استناد به گفته - هاى وى نقل گردد . كلا انگيزهء نويسندگان كتابهائى ازين دست ، بيان تعليماتى ، بايستهء پادشاهان فرمانروايان و بزرگان در ادارهء امور مملكت و در رابطهء با سرزمينهاى ديگر و انتخاب نيكوترين طريق در ايجاد ارتباط سالم و منطقى در ميان زمامداران و عامهء مردم است . گاهى نيز درين نوع كتابها فضائلى شايستهء حاكمان و وابستگان ايشان برشمرده مىگردد اما در نهايت مقصود ، تنبه به كاستىها و تحريض و تشويق اين مردان در كسب آن كمالات است . اين موضوع از ديرباز موردنظر انديشمندان بوده و كتابهائى نيز درين زمينه فراهم آمده است و ازين بابت سرزمين ما سابقه‌اى ديرينه و روشن دارد و در فرهنگ اسلامى هم آثار متعددى تحت عنوان آداب و سير و نامهاى انتزاعى ديگر نظير سياست‌نامه ، تحفة الملوك . . . . در دست است . اما چون سخن حق بويژه در مذاق زورمندان صاحب شوكت تلخ است ، نويسندگان صاحب فن در بروز و ظهور سخن حق به شيوه‌هاى مختلفى توسل