إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 30
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
قوت ايراد معانى تا چه غايت . . . » ص 591 و چون هر تأليف يا تصنيف و رويهمرفته ، هر خلق هنرى ، نشانهء شخصيت علمى و نمايندهء توان تخصصى خالق آنست ، بناچار كلمه كلمهء كتاب « فرائد السلوك » قصهپرداز واقعيات زندگى « شمس » محسوب مىگردد . عزم وى به نگارش كتابى در رديف كليله و دمنه و كتابهائى همانند آن ، در روزگار جوانى ، دليل و ميزان پايه و مايه و قدرت نويسندگى و وسعتنظر و درجهء تجربه و ممارست نويسنده است : « و ديريست تا بنده را اين سودا در سر بود و اين هوس در دماغ و اين انديشه در دل و اين آرزو در ضمير ، كى در فضايل آداب ملوك كتابى سازم و آن را موشح گردانم بعبارات لطيف و استعارات خوب و حكايات عجيب و امثال نادر . اما چون طبيعت هنوز قابل استعداد تصنيف نبوذ و « حداثت سن » استحقاق تأليف نداشت و خاطر را از آفات متواتر زمانه دست بآلات و ادوات آن نمىرسيذ . . . » ص 81 و برخوردارى از چنين شرائطى ، روشنگر درجهء هوش و استعداد خدادادى و علاقه و عشق سرشار وى به تعلم و بهرهيابى از محضر و مكتب علماء بزرگ و ذىفنون بوده است . ازين روى و بناچار - تحتنظر پدرى دلسوز و خيرخواه - از روزگار كودكى دست به كار معرفتآموزى و تجربتاندوزى زده و از هريك از علوم و فنون روزگار خويش بهرى شايسته و طرفى بايسته اندوخته و با تحمل رنج فراوان در علوم بلاغى ، علوم قرآنى ، تاريخ ، حديث ، اخلاق و آداب ، اسمار و افسانهها ، نجوم ، فلسفه ، تاريخ اديان ، طب ، منطق ، شعر و شاعرى در فارسى و عربى ، وسعتنظر يافته است : « و من بنده اگرچه در صف النعال آن طايفه نشينم و بر حاشيهء بساط آن زمره ايستم ، از آن جهت كى سالها كيسهكشى آن گروه كرده بوذم و عمرها در پژوهش سخنان ايشان رنج برده و از صدرنشينان آن مسند بسى را دريافته و با مبارزان آن ميدان بسى مسابقت نموذه و با مبرزان آن صنعت بسى مباحثت پيوسته و با مناظران آن علم بسى مبارات كرده و بر دقايق سخن واقف گشته و مفاسح و مضايق آن معلوم كرده . . . » ص 70 . و البته تا كسى اين گردنههاى صعب و عقبههاى دشوار را پس پشت ننهد ؛ به قلههاى رفيع فضل و كمال پاى ننهد و بدان سرفراز نگردد . هرچند « شمس » در كسب علوم و فضايل به كمال نسبى دستيافته بوده ، درعينحال معاشرت و مصاحبت وى بيشتر با اماثل و افاضل روزگار و منتقدان و صاحبنظران عصر بوده است : « تا روزى در خدمت يكى از افاضل روزگار ازين نمط حكايتى مىرفت و ازين شيوه سخنى مىگذشت . آن بزرگوار كتابى بيرون آورد كى يكى از افاضل روزگار ساخته بوذ و بر همان ترتيب كى كليله و دمنه و بر همان شيوه . . . » ص 72 مطالب كتاب و كيفيت كاربردهاى كلمات و جملات و عبارات عربى و مهارت در ايجاد ارتباط و سازگارى در ميان عربى و فارسى ، دليل آگاهى و تبحر اين نويسنده عالىقدر در علم العربيه و فنون مربوط به آن است . از طرف ديگر استعمالهاى پىدرپى و محاورهگونهء جملههاى عربى و بيان مسائل