إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 28
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
الشريف چگونه بوذ . قالت كان خلقه القرآن يسخط بسخطه و يرضى لرضاه گفت خلق او خلق قرآن بوذ و عادت او عادت كتاب كريم . . . » ص 572 در مشاجرهء شاپور و همسرش شهرويه چون سخن از جدائى پيش مىآيد درينباره بطريق اهل تسنن اشاره مىگردد : « بعد ازين حالت كى معاينه ديذم و به چشم سر مشاهده كردم با تو مرا سر الفت و مصادقت و زناشوهرى و موافقت نخواهذ بوذ - لفظ طلاق بزفان ران و مرا از بنذ نفاق اطلاق ده - كى از صحبت چون تو بىحفاظ بىآزرم كرانه اولىتر » ص 583 و البته در ميان شيعيان طلاق با شرايطى معين و با حضور دو شاهد انجام مىگردد . و احتمال زياد دارد ، در ميان گروههاى تسنن بيشتر به شافعيان مايل بوده است زيرا به نظر وى تكيه و اعتماد كرده : « . . . و امام اعظم و حبر اعلم محمد بن ادريس الشافعى المطلبى رضى الله عنه از طريق نظم مىگويذ : صبرت على الايام و الصبر شيمتى * و دارست علما ان بالعلم قيمتى ص 199 « و اين حكايت ماننده است بدان كى امام اعظم و حبر اعلم محمد بن ادريس الشافعى رضى الله عنه در بدايت ايام صبا و اوائل زمان تعلم در كوچهاى مى - گذشت . » ص 301 و نيز در تحليلات و تعبيرات اخلاقى بافعال و اقوال بعضى از بزرگان اهل تسنن و دشمنان تشيع تمسك مىجويد : « . . . و هريك بجاى معهود نشستيم پس منصور روى بعبد الصمد كرد و گفت اى عم فرزندان و براذران و براذرزاذگان خويش را در عدل و بر حديثى گوى از احاديث جدت مصطفى صلوات الله عليه . . . » ص 316 و اين عبد الصمد ، عم منصور و بسال 147 ق . عامل او به مكه و طائف بود و سپس ولايت مدينه يافت و بسال 159 ق - المهدى او را عزل كرد . . . 75 « محمد بن ابراهيم الامام رضى الله عنه گويد روزى نشسته بودم و از طريق نصائح و مواعظ فرزندان خويش را موعظتى مىكردم و ايشانرا از زواجر و مناهى شرع تنبيهى مىنموذم امير المؤمنين منصور رحمه الله كس فرستاذ در احضار من استعجال تمام نمود . . . » ص 315 و محمد بن ابراهيم نيز از امراى عباسى هاشمى بود و در زمان منصور خليفه عباسى امارت مكه داشت و المهدى او را عزل نمود و به بغداد آمد . . . 76 « عمرو بن عبيد كى امامى بوذ از امامان مقتدر و عالمى از علماء معتبر بنزديك امير المؤمنين ابو جعفر منصور محل معرفت و محرميت بغايتى يافته بود كى هروقت كى خواستى بىجواز راه توانستى رفت . . . » ص 549 و ح 5 همين صفحه و البته ابو جعفر منصور خليفه كاردان و سياس عباسى بيش از هركسى از نفوذ و گسترش تشيع بيمناك بود و به همين جهت از حبس و قتل و تبعيد شيعيان كوتاهى نكرد و بسيارى از ايشان بانحاء مختلف و بهانههاى متفاوت بدست