إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 20
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
جمع كرد ايلدگز نيز از در يارى وى درآمد اما در جنگ با سلطان محمد شكست خورد و به موصل گريخت . ايلدگز نيز پشيمان از كردهء خويش از در اعتذار در آمد . سلطان محمد عذرش بپذيرفت و از سر گناهش درگذشت و دلجوئى كرد . چون سلطان محمد در سال 554 در پى يك بيمارى ممتد تن به خاك تيره سپرد . بزرگان و امرا سليمان را از موصل بياوردند و پادشاهى به دو تفويض كردند . سليمان نيز براى رضاى ايلدگز طغرل بن ارسلان را ولىعهد خويش كرد 57 اما سليمان شاه پس از مدتى كوتاه از پادشاهى معزول و زندانى گشت و سرانجام نيز در زندان وديعه جان بجانآفرين تسليم كرد . درين موقع ايلدگز ارسلان بن طغرل فرزند همسر خويش را بپادشاهى برداشت و خود حاكم مطلق امور مملكت وى گشت . در روزگار ارسلان شاه چند تن از سران مخالفان و منجمله اينانج والى رى سر بطغيان برداشتند و در ميان آنها جنگ درگرفت اما درين ميان پيروزى نصيب ارسلان آمد و اينانج پس از شكست و گريز به خوارزمشاه پناه جست و دوباره با سامان دادن لشكر و تهيه سازوبرگ در شهرهاى قزوين و ابهر و زنجان به خرابى و كشتار مردم دست زد درينبار نيز در نبردى با اتابك ايلدگز منهزما بمازندران گريخت و بعد از مدتى چون عده و عدهاى يافت به رى يورش آورد . ارسلان درينبار برادرخواندهء خويش اتابك پهلوان محمد بن ايلدگز را به مقابلهء وى فرستاد و هرچند در آغاز ظفر اينانج را بود اما در هنگام تهيه مقدمات صلح بناگهان اينانج به قتل رسيد و بدين ترتيب سرزمين رى نيز به متصرفات و قلمرو حكومتى ارسلان شاه افزوده گشت و ادارهء آن سرزمين در عهدهء اتابك محمد درآمد . اتابك محمد با دختر اينانج عقد مزاوجت بست و ثمرهء اين ازدواج قتلغ اينانج و ميرميران بود 58 . اتابك ايلدگز در سال 568 و پس از مدتى بدولت و اقبال زيستن درگذشت و جهانپهلوان محمد و برادرش قزل ارسلان بعد از پدر نيز در جنگهاى ديگرى بنفع ارسلان شاه شركت جستند و ارسلان شاه در سال 571 بمرد و پسر هفت سالهء وى طغرل جاى پدر را گرفت . در سالهاى نخست زمامدارى طغرل بسبب صغر سن وى كارهاى كشورى و لشكرى همه در اختيار جهانپهلوان محمد و قزل ارسلان بود و اين دو مرد مردانه ، در انجام مسئوليتهاى خويش بسيار هوشيار بودند و در هيچ مورد دقيقهاى فروگذارى نكردند و دست دشمنان خرد و بزرگ را از دامن سرزمينهاى وى كوتاه ساختند و بقول حمد الله مستوفى : « تا مدت ده سال كه اتابك محمد در حيات بود ملك سلطان طغرل محسود رياض خلد بود » 59 . پس از مرگ جهانپهلوان محمد ، قزل ارسلان منصب امير الامرائى يافت و طغرل تنها خطبه و سكهاى داشت و قزل ارسلان حاكم مطلق بود . اما قتيبه خاتون مادر قتلغ اينانج هواى حكمرانى پسر را در سر داشت و در بند آن بود تا وى را بجاى پدر بيند ولى چون قزل ارسلان به همدان آمد آن هوى از دل بدر كرد و دل در وى بست و بنكاح وى درآمد . از سوى ديگر چون زمام امور از دست طغرل بدر رفته بود در پى فرصتى بود تا آب رفته