إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 19
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
و خليفه نيز هر لحظه برنگى درمىآمد و از هريك بنوعى دلجوئى مىكرد و اما در خفيه براى درهم شكستن قدرتها جز دامن زدن به آتش فتنه كارى نداشت . « يكى از علل عمدهء ضعف ممالك اسلامى ، وجود خليفهء مغرض هوسران عباسى يعنى الناصر لدين الله ( 575 - 622 ) بود كه چهل و شش سال خلافت خود را صرف ظلم بمردم و جمع مال و فرستادن جاسوس ببلاد مختلفه و كبوتربازى و گلوله - اندازى و پوشيدن لباس اهل فتوت كرد و براى آنكه بفراغت به اين ملاعب مشغول باشد غالبا سلاطين ايران را بهم مىانداخت و چون از خوارزمشاهيان ترس داشت و جاسوسان او را از ايشان انديشهناك كرده بودند سلاطين اطراف را مخفيانه بجنگ با خوارزمشاه دعوت مىكرد چنان كه غوريان را او بمخالفت با سلطان محمد ترغيب نمود و اين خليفه بىتدبير باينكار تنها اكتفا نكرده قراختائيان و تاتارهاى نامسلمان را هم ببرانداختن خوارزمشاهيان خواند . » 55 درهرحال ، يكى از دودمانهاى حكومتى در آن دوره ، خانوادهء اتابكان آذربايجان بود و مصنف كتاب « فرائد السلوك » در چنين هياهوئى ، در آذربايجان و در پناه يكى از افراد اين سلسله به نگارش كتاب خويش پرداخته است . اتابكان آذربايجان در دستگاه حكومت سلجوقى بعضى اوقات غلام و بردهء خاصى با ابراز شخصيت و لياقت موردنظر قرار مىگرفت و بتدريج مقام و مرتبتى مىيافت و چهبسا قباى حكومت بر اندام راست مىكرد و گاه كشورى را در قبضهء تصرف خويش مىآورد . اينگونه غلامان بختيار را در تركى اتابك مىناميدند . كلمهء اتابك در تركى در معناى لله و پدربزرگ است اما بيشتر براى مربيان كهنسال شاهزادگان سلجوقى مستعمل بوده است و ايلدگز جد اتابكان آذربايجان در زمرهء اين غلامان بوده است . « . . . وزير سلطان مسعود سلجوقى سى و نه غلام او را جهت پادشاه بخريد و ايلدگز را كه كريهشكل بود بيع ننمود و او در گريه افتاده گفت اگر وزير اين غلامان را براى هواى دل خريد بايستى كه مرا خالصا لله بخريدى و اين سخن بسمع وزير رسيده او را نيز بيع نمود و سلطان ازين گفتوشنود آگاه شده ايلدگز را بعد از چندگاه بامير نصر سپرد تا آداب اسب تاختن و تير - انداختن بياموزد و باندك زمانى آنغلام دولتمند در آن فن مهارت تمام پيدا كرد . سلطان مسعود به چشم التفات در ايلدگز نگريسته روزبروز كارش بالا مىگرفت تا در سلك امراء عظام انتظام يافت . » 56 سلطان مسعود پس از روزگارى همسر برادر خود طغرل را بزنى به ايلدگز داد و حكومت آذربايجان را در عهدهء وى گذاشت . ايلدگز ، با تدبير و سياست كارها را در ضبط آورد و بنيكى از عهدهء عهد بدرآمد . و چون سليمان بن محمد بن ملكشاه از زندان بگريخت ( سليمان شاه در حيات مسعود به تحريك اطرافيان خويش و براى كسب مسند سلطنت عليه مسعود قيام كرد اما در جنگ با برادرزاده اسير و زندانى شد ) و گروهى را بدور خود