إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

25

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

مردى پيذا شذه [ 63 ] دعوى سخت عظيم ميكنذ و لافى بغايت طويل و عريض مىزنذ و مىگويذ من از خذاى بنزديك شما رسولم و ما را از عادتى كى طينت « 202 » ما بر آن مجبول « 203 » بوذه است منع مىكنذ و كارى كى از دل و طبع ما نيك بعيد مىنمايذ و عقل ما آن را قبول نمىكنذ بما ميفرمايذ . جالينوس جواب داذ كى هر كار [ 64 ] كى بناى [ 65 ] آن براساس عقل نهند هرگز منهدم نشوذ و رخنه بطلان « 204 » بمسالك « 205 » آن راه نيابذ و از عالم حواس قوتيست كى آن را قوت و هم گويند و اين قوت هميشه با عقل در كارزار باشذ و هرچه [ 66 ] عقل آن را تصديق كنذ و در چشم و دل نفس ناطقه « 206 » شيرين گردانذ و هم بضد او برخيزذ و در خدمت دل كى كار نفس بر دست اوست تكذيب و تقبيح آن بر دست گيرذ و باشذ كى بر عقل چربذ [ 67 ] و پيش برذ از جهت آنك [ 68 ] و هم مقدمات ، مسلم مىدارذ و چون بنتيجه رسذ پاى بازپس‌نهذ و مثال اين چنانست كى اگر شخصى شبى با مردهء تنها در خانهء بمانذ عقل ميگويذ اى شخص مترس كى اين مرده است و مرده را حركت نباشذ . نتيجه اين دو مقدمه آنست كى اين را حركت نباشذ و هم مسلم مىدارذ كى مرده [ 69 ] است و مسلم مىدارذ كى مرده نجنبذ اما آنچ اين هرگز نجنبذ ، محالست كى مسلم دارذ . و آنچ ميگوئيذ كى عقل ما آن را قبول نمىكنذ توانذ بوذ كى آنچ او گويذ معقول

--> [ 63 ] - ملى : شد [ 64 ] - ملى : كارى . [ 65 ] - ملى : بناء . [ 66 ] - ملك : هرچ [ 67 ] - ملك : بچربد [ 68 ] - ملك : آنكه . [ 69 ] - ملك : كه اين مرده