الفيض الكاشاني

اللئالي 98

مجموعة رسائل

مردم سرشته شده كم كسى است كه از آن خالى باشد وتحصيل دنيا جز به متابعت آن قوم ميسر نبود . وآنچه در سينهء مطهر حضرت أمير المؤمنين عليه السلام بود از علوم وحكم ومعارف واسرار به حيثيتي دل مقدس آن حضرت را از دنيا به آخرت صرف كرده بود كه در دنيا نيز با أهل جنان صحبت مىداشت ، چنان كه خود فرمود : ( صحبوا الدنيا بأبدان ، أرواحها معلّقة بالملأ الأعلى ) « 1 » . بي هوشان شراب دنيا چون با چنان كسى انس توانند داشت به جانب أو رغبت نموده ؛ چه ابناي دنيا وابناي آخرت ضد يكديگرند به غايت ، همچنان كه دنيا وآخرت وگفته‌اند : « الجنس يميل إلى الجنس » . ذره ذره كاندرين ارض وسماست * جنس خود را همچو كاه وكهرباست ناريان مر ناريان را جاذبند * نوريان مر نوريان را طالبند أهل باطل باطلان را مىكشند * أهل حق از أهل حق هم سرخوشند طيّبات آمد ز بهر طيّبين * الخبيثين الخبيثات است هين وهمچنين حال ساير أهل بيت وبزرگان شيعه حقيقي ايشان كه به بعضي از حقايق وحكم عارف وبر طايفه از علوم ومعارف ايشان واقفند با مخالفان ومنكران ؛ چه به همين مباينت فطرى ونكارت جبلى باعث شده بر اين كه از آن باز تا امروز همواره أبناء روزگار به تخصيص أهل عمامه ودستار كه دانشمندان دنيا وعلماى عوامند در هر زماني ، چنانچه شيوه وشيمه ايشان است كه به مقراض اغراض پيوسته ملابس اعراض يكديگر را عرضه تخريق وتمزيق سازند ، علماى ربّانى را انكار مىكنند وعارفان حقايق وحكم را نكوهش مىنمايند ؛ چه علمي چند مشكل از آثار أنبيا ورموز أوليا بر صفحه روزگار مانده كه دست فهم هر كس به دامن ادراك آن نمىرسد وبه غير از زيركان هوشمند از أبناء آخرت كه به حس متابعت شريعت وپيروى طريقت اين راه را سپرده وبه پايمردى رفيق توفيق ، بعد از رياضتهاى بىشمار وعلوم بسيار كه حاصل كرده ، سمند تيز كأم فكرت را

--> ( 1 ) - الخصال ، ص 187 ، ح 257 ؛ الإرشاد ، ج 1 ، ص 228 ؛ الأمالي للمفيد رحمه الله ، ص 250 .