أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 90
كنوز المعزمين ( فارسى )
در اين زبان ريشهء اصلى اشتقاق ندارد و خود آن كلمه را مبدأ مشتقّات ساختهاند ، عربى اصيل نيست و ريشهء آن را در زبانهاى ديگر بايد جست مانند خيمه و روضه كه ظاهرا از كلمهء ( رز ) و ( رزه ) فارسى بمعنى باغ گرفته و حرف زاء را بضاد كه از مختصّات عربى است تبديل كردهاند - و همچنين روزنه و روشن كه در عربى بر رواشن جمع بسته مىشود و هر دو كلمه از الفاظ پارسى نژاده است : افسون افسون كه بتخفيف فسون نيز گفته مىشود از كلمات قديم اصيل فارسى است كه در اصطلاح بمعنى عامّ مطلق شامل همه انواع رقيه و عزيمه و تعويذ به كار ميرود ، به اين شرط كه حروف و كلمات نوشتنى و خواندنى و دميدنى در كار باشد . - پس استعمال كلمهء افسون در مورد اعمال خارج از حرف و صوت مانند مهره پيسهء تميمه و تعويذ و گره بستن رشتههاى مويين و ابريشمين كه در بعض رقيهها و نيرنگها معمولست ، صحيح نيست . و عامل آن را افسونگر و افسون خوان و افسون دم مىگويند . - و مصدر بسيط متروك اين فعل افساييدن و فساييدن است كه هيأت فعل امر حاضر آن با كلمات ديگر بحسب مصاديق و موارد استعمال تركيب شود و معنى صيغهء فاعلى بخشد مانند مار افساى كه بتازى حاوى و حوّاء گويند و كژدم فسا و چشم افسا بمعنى عوذه و معوّذ . كلمات مار افسون و چشم افسون نيز كه در اصل بمعنى افسون مار و افسون چشم زخم است گاهى مجازا بمعنى عامل افسون مرادف مار افسا و چشم افسا استعمال شود .